یکی در این حوالی بود...


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقد آزاد یکی در این حوالی بود...
08-02-2016, 01:35 PM
ارسال: #11
RE: یکی در این حوالی بود...
سلام

انقدر کلمات رو ارزشمند کردید و قدر دونستید که بیش از پیش خوشحالم این زبان رو می فهمم و جزو این فرهنگ به حساب میام ...


کنارِ این همه لطف و خلوص اما
تحجّر در وجودش صخره ای سرسخت، رو در رویِ دریایِ حضورم بود


بسیار خواندنی است و تحسین بر انگیز ....

سربلند باشید ان شا الله

 

پاسبانی می دهم هر شب نگاهت را ولی
در نگاهت دزد ها از پاسبان زیباترند
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط نوید دانایی ، صـــــبا ، arezouhajikhani ، homayoun121
08-16-2016, 06:39 PM (آخرین ویرایش در 08-16-2016 06:40 PM توسط صـــــبا.)
ارسال: #12
RE: یکی در این حوالی بود...
(07-31-2016 12:40 PM)'محمد محسن خادم پور' نوشته: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام
خوشحالم که نیمائی میسرائید
زنده باشید

 
سلام و عرض ادب استاد گرانقدرم
با نظر لطفتون بنده نوازی فرمودین
سپاس بی نهایت از حضور و نظر لطفتون
موفق باشید و شاد


 

(08-02-2016 01:35 PM)'امیر ساده گی' نوشته: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام

انقدر کلمات رو ارزشمند کردید و قدر دونستید که بیش از پیش خوشحالم این زبان رو می فهمم و جزو این فرهنگ به حساب میام ...


کنارِ این همه لطف و خلوص اما
تحجّر در وجودش صخره ای سرسخت، رو در رویِ دریایِ حضورم بود


بسیار خواندنی است و تحسین بر انگیز ....

سربلند باشید ان شا الله

 

 
سلام و عرض ادب جناب ساده گی
سپاس از مهر حضور و نظر لطفتان
برقرار باشید بزرگوار



 

اندیشه
کاهی بود، در آخور ما کردند...
تنهایی
آبشخور ما کردند...
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط arezouhajikhani
09-21-2016, 09:30 AM
ارسال: #13
RE: یکی در این حوالی بود...
سلام
این شعر زیبا رودوباره خوندم
وباز مثل قبل
برام طراوت وتازگی داشت
ازویژگی خوبش
گستردگی دامنه ی واژگانی شعر
داستانسرایی شعری 
آهنگ زیبا
پیوند عناصر روز و شب با عناصر طبیعت و با احساس واندیشه اش
وویژگی خوب دیگر
فراز پایانی
یکی در این حوالی بود
که از بس دیر آمد
......................... رفت خیلی زود
...
واگذارکردن شعر به آواز قمری
ابتکاری برای پایان دادن به قصه ی تلخ شاعر بوده است
آوازی که در جان و دل رسوخ میکنه
...
شعر رو اگه دوبخشش کنم
یک بخش اول شامل صبح و آفرینش و تولدهست
و یک بخش دیگه شامل شب و پایان زندگی
نقطه ی بحران
از اونجا شروع میشه که میاد از غروب شروع به گفتن میکنه
این نقطه ی بحران
میتونست
قوی تر وپرحادثه ترباشه 
که نیست
...
لازم است به یه نکته هم اشاره کنم
طولانی بودن
برخی سطرها
اگه باعث بی حوصلی گی خواننده درخوندن بشه
میتونه
از فرودشاخص های این شعر به شمار بیاد.
شاید نظرم اشتباه باشه
اگه دوستان تصحیح کنند ممنون میشم.

دیگر غم اش درون غزل جا نمیشود
دیگر قلم ،شریک شب ما نمیشود
خاتون خاطرات به خون آبه تشنه ام
با اشک های
سرخ من اغوا نمیشود

Reza Rahimi
 
بازدید از وبسایت این کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط صـــــبا ، babak
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان