اندرحکایت یک دل گرفته


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اندرحکایت یک دل گرفته
06-30-2016, 10:06 AM
ارسال: #1
اندرحکایت یک دل گرفته
نمیدونم بایداینجامیفرستادمش یانه
ولی من به قصدطنزنوشتمش ازقدیمم می گن نیت مهمه پس همینجافرستادمش دیگهBig Grin
قبل ترهاوقتی دلم می گرفت, می گفتند :""پاشوبروبیرون یک هوایی به مغزت بخورد این سوسول بازی ها یادت برود.
ماوقتی بچه بودیم پایمان راجلوی بزرگترمان درازنمی کردیم حالا تو خودت راکه می گیری هیچ،دلت هم می گیرد؟!
عجب زمانه ای شده است ها!
پاشوبرو بیرون تادلت وانشده هم برنگرد."
وبعددریک حرکت بوروس لیانه پرتم می کردند بیرون
یکهوچشم وامی کردم می دیدم چسبیده ام به موزاییک های حیاط , درهمین حال چشمم به ستاره ها می خورد وعمیق تر که میشدم
میدیدم چقدر این چراغ های کوچولو قشنگند وبلاگرفته ها چه چشمک هایی هم می زنند وآن قدر حواسم پرت زیبایی وشیطنت این ستاره ها میشد که یادم می رفت دلم گرفته بود
گاهی هم که باقدرت کم تری پرتم می کردند بیرون وبه جای افقی افتادن عمودی به بیرون پرت می شدم
ان قدر بین درخت ها راه می رفتم وخیابان مترمی کردم که ازپاهایم گرفته تادلم ازگرفتگی درمی آمد ,از انقباض به انبساط تغییرحالت می دادم ومثل بچه ی آدم برمی گشتم خانه .
راستش رابخواهیدحالاکه دانشجوشده ام دلم برای آن موقع هاتنگ شده.
اینجاازیک طرف درس وامتحان ودوری ازخانواده هی اعضاوجوارحت رافشارمی دهند ودلت بیشترمی گیرد
ازطرفی هم دیگرکسی پیدا نمی شود که وقتی دلت گرفت پرتت کند بیرون تا دلت وا بشود.
برعکس می گویند دلت گرفته که گرفته به ماچه که گرفته نکندانتظارداری بگذاریم بیرون هم بروی؟!
ماوقتی هم سن شمابودیم پایمان راجلوی بزرگترمان درازنمی کردیم حالاشما هوای آزاد می خواهید؟
چقدربچه های این دوروزمانه بی چشم ورویند.
اصلا دانشجوراچه به هوای آزاد
همین اتاق های سه درچهار ازسرتان هم زیاداست .
هیس چیزی نشنویم ها!
حرفی نیست
فقط ای کاش حالاکه قرارنیست ماراپرت کنندوسط ستاره ها تا کمی حالمان جابیاید
حداقل حیاط کوچکی بود تاستاره هارا به خلوت خود دعوت می کردیم.

تکیه برتقواودانش درطریقت کافریست
راهروگرصدهنرداردتوکل بایدش
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط رودگر ، fanos ، tottcerino ، htp ، AYLIN ، arezouhajikhani
09-03-2016, 04:33 PM
ارسال: #2
RE: اندرحکایت یک دل گرفته
میگم چن جلسه آب درمانی و فیزیوتراپی برو دلت وا شه اگه نشد من یه کیلینیک خوب میشناسم برو اونجا رباط صلیبی دلت احتمالا کش اومده نری چرک میکنه ها!
ولی این متن رو با زبون محاوره می نوشتی بار طنزش بیشتر میشد
مانا باشید

چرا دوستان از دادن نظر خود،
هراس دارند؟؟؟
اتفاق خاصی نمیفته!
اگه نظر بدی!
به جان خودم!
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط سمانه صداقت ، رودگر
09-04-2016, 09:20 PM
ارسال: #3
RE: اندرحکایت یک دل گرفته
سلام
باشه چشم ممنونم ازویزیت رایگانتونSmile)

تکیه برتقواودانش درطریقت کافریست
راهروگرصدهنرداردتوکل بایدش
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط رودگر
09-15-2016, 11:22 PM
ارسال: #4
RE: اندرحکایت یک دل گرفته
سلام و عرض ادب
اینکه راوی رو عمودی و افقی پرت میکردن بیرون برام خیلی جالب بود، در مورد ادبی نوشتن متن هم نظر من بر خلاف دوستمون هست، به نظر من ادبی نوشته شدن متن باعث بیشتر شدن بار طنز شده. تو این قسمت:
برعکس می گویند دلت گرفته که گرفته به ماچه که گرفته نکندانتظارداری بگذاریم بیرون هم بروی؟!
ماوقتی هم سن شمابودیم پایمان راجلوی بزرگترمان درازنمی کردیم حالاشما هوای آزاد می خواهید؟

چقدربچه های این دوروزمانه بی چشم ورویند.
منظور چه کسانی هستن که این حرفو میزنن؟ دانشجوهایی مثل راوی؟ یا کی؟ 
تصویر: images/smilies/huh.gif
 ممنون
 

Her şeyin bir sonu var
YAŞAMINDA
Önemli olan geride kalanlara
Güzel şeyler birakabilmekdir
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط رودگر ، سمانه صداقت
09-16-2016, 12:12 AM
ارسال: #5
RE: اندرحکایت یک دل گرفته
سلام بر سرکار خانم صداقت

نثر طنز زیبا و قابل توجهی رو خلق کردین ... مرحبا
طنز یعنی همین ...
یه ماجرای ساده رو گرفتن و با دید طنز ، شاخ و برگ دادن.
زبان نوشتن هم درخور متن بود و هم زیبا
ان شاالله که در این بخش بتونیم از خواندن آثار زیبای شما بهره مند بشیم.

موفق باشید

***
تا کوی وصال تو عجب راه درازی است ...

***
بازدید از وبسایت این کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط سمانه صداقت
09-26-2016, 12:04 PM (آخرین ویرایش در 09-26-2016 12:06 PM توسط سمانه صداقت.)
ارسال: #6
RE: اندرحکایت یک دل گرفته
(09-15-2016 11:22 PM)AYLIN نوشته: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام و عرض ادب
اینکه راوی رو عمودی و افقی پرت میکردن بیرون برام خیلی جالب بود، در مورد ادبی نوشتن متن هم نظر من بر خلاف دوستمون هست، به نظر من ادبی نوشته شدن متن باعث بیشتر شدن بار طنز شده. تو این قسمت:
برعکس می گویند دلت گرفته که گرفته به ماچه که گرفته نکندانتظارداری بگذاریم بیرون هم بروی؟!
ماوقتی هم سن شمابودیم پایمان راجلوی بزرگترمان درازنمی کردیم حالاشما هوای آزاد می خواهید؟

چقدربچه های این دوروزمانه بی چشم ورویند.
منظور چه کسانی هستن که این حرفو میزنن؟ دانشجوهایی مثل راوی؟ یا کی؟ 
تصویر: images/smilies/huh.gif
 ممنون
 
سلام دوست گرامی
منظورم مسولینی هست قوانین وضوابط خوابگاه هارو وضع می کنن
که احتمالا نتونستم خوب بیانش کنم وایجادابهام کرده
سپاس از حضورتون

(09-16-2016 12:12 AM)رودگر نوشته: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام بر سرکار خانم صداقت

نثر طنز زیبا و قابل توجهی رو خلق کردین ... مرحبا
طنز یعنی همین ...
یه ماجرای ساده رو گرفتن و با دید طنز ، شاخ و برگ دادن.
زبان نوشتن هم درخور متن بود و هم زیبا
ان شاالله که در این بخش بتونیم از خواندن آثار زیبای شما بهره مند بشیم.

موفق باشید
درود جناب رودگر گرامی
صمیمانه ازحضورتون ونظردلگرم کنندتون سپاس گزارم
خودم هم علاقه مندم بازهم بتونم طنزبنویسم تجربه ی هیجان انگیزیه
باشدکه موفق بشمBig Grin

تکیه برتقواودانش درطریقت کافریست
راهروگرصدهنرداردتوکل بایدش
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط arezouhajikhani ، رودگر ، AYLIN
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان