انتظار


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
انتظار
09-24-2016, 09:27 PM (آخرین ویرایش در 10-02-2016 11:23 PM توسط babak.)
ارسال: #1
انتظار
زندگي ام مثال انسان در حال سقوط از درّه ايست

!...که تمام تلاشش سقوط نکردن است نه صعود کردن


تو مرا ميديدي

پشت آن پنجره ي رو به غروب
سالها از پس اين پنجره ميبينم من

که تمام خورشيد

با همه شوکت وقدرت
 فرو ميريزد

و سکوتي سنگين
 همه ي ذهن مرا ميگيرد

که غروب خورشيد
 چون غروب عمر است

ياد آن سوزش شلاق زمستان به تنم

زخم کاري رفيقان دو رو بر بدنم

آتش سوزنده ي اين بي خبران بر جگرم

ميکِشد تا به سرا پرده ي این خاک شبی جان و تنم

آه از اين همه بي لطفي و بي مقداري

با تو من از چه بگويم تو چه ميپنداري؟

کاش ميشد که بدانم زِ چه رو آمده ام

بهر عاشق شدن و ويراني؟

بهر عاقل شدن و زنداني؟

يا همين قصه ي سر بسته که تو ميخواني؟

باورم نيست همين باشد وبس

پر و بالي به تنم باشد و من هم به قفس

شايد اين قصه ي من باشد و اين زيبا نيست

تو بدان اي که فقط ميبيني

من فقط منتظرم عمر گران ميبازم

سرديِ قصه ي اين حادثه را ميخوانم

و تو شايد نگهت خيره به من ميماند

که چرا از پس اين پنجره من ميمانم ؟

------------------------------------------------------
درود بر شما دوستان عزیزم

این نوشته ی من قدیمیه یه سری جاها  رو  با راهنمایی

جناب دانایی تغییر دادم ممنون میشم ایرادات من وبگید

شاد باشید


 

 

به آزادی که در زندان شده سوگند

از این مردن نمیترسم

هراسم از شب خاموشی فریاد خواهد بود
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط زارا ، fanos ، arezouhajikhani
09-30-2016, 08:15 PM
ارسال: #2
RE: انتظار
سلام بابک عزیز 
خوشحالم بعد از مدتها که سعادت دست داد و به انجمن سر زدم شعر شما رو میخونم 
چون همیشه مفهومی زیبا و بلند داره 
شاید خیلی از ما درگیر این چنین افکاری باشیم 
ممنون از این که ما رو مهمونش کردید 
ولی همون طوری که خودتون نوشتید کاملا مشخصه که این شعر از اشعار قدیمی تر شما ست چون قلم شما الان خیلی پخته تر هست 
نمیخوام شعرتون رو نقد کنم چون همون طوری که گفتید این جور ایرادها توی اشعار قدیمی هر فردی عادی هست و کم کم پیشرفت که میکنه این ایرادها از بین میره همچنان که توی اشعار کنونی شما کمتر این موارد دیده میشه 
ولی چون فرمودید فقط من یکی دو مورد خیلی بارز توی این شعر رو میگم 
اولین چیزی که توی این شعر به چشمم امد این بود که حس کردم میشه این شعر رو جمع و جورتر نوشت چنان که موقع خوندن حس میکنم مدام موضوع از ذهن ادم میپره 
شاید هم به خاطر جمله بندیهای هر مصراع هست!
دوم وزن یکی دو تا مصرع هست که روون خونده نمیشه 

و
 انديشه ي ديروز مرا ميگيرد
اینجا کاملا حس میشه که این واو اضافه به نظر میاد یا یک کلمه دو هجایی(^ -) رو جاش بگذایرد  مثلا(ولی - ^) این جوری رون تر هست 
و یک سوال 
به نظرتون فعل میگیرد برای این جمله مناسبه؟

آتش سوزنده ي اين بي خبران بر جگرم
این قسمت هم روون نیست 
مثلا اگر باشه 
سوزش اتش این بی خبران بر جگرم وزنش روون تر هست 

ميکِشد تا به سرا پرده ي خاک جان و تنم
توی کلمه "خاک" حرف "ک" اضافه بر وزنه 

و یک نکته دیگه 
که تمام خورشيد
من حس کردم کلمه " تمام" اینجا نمیتونه کاربردی داشته باشه!


جسارت من رو ببخشید 
منتظر خوندن اعار زیبای بعدی شما هستیم 
شاد باشید و سلامت 

 


خنـــده را معني بـه سرمستي نكن
آنكه مي خنـدد غمش بي انتهاست
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط arezouhajikhani ، babak
10-02-2016, 11:06 PM
ارسال: #3
RE: انتظار
(09-30-2016 08:15 PM)'fanos' نوشته: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام بابک عزیز 
خوشحالم بعد از مدتها که سعادت دست داد و به انجمن سر زدم شعر شما رو میخونم 
چون همیشه مفهومی زیبا و بلند داره 
شاید خیلی از ما درگیر این چنین افکاری باشیم 
ممنون از این که ما رو مهمونش کردید 
ولی همون طوری که خودتون نوشتید کاملا مشخصه که این شعر از اشعار قدیمی تر شما ست چون قلم شما الان خیلی پخته تر هست 
نمیخوام شعرتون رو نقد کنم چون همون طوری که گفتید این جور ایرادها توی اشعار قدیمی هر فردی عادی هست و کم کم پیشرفت که میکنه این ایرادها از بین میره همچنان که توی اشعار کنونی شما کمتر این موارد دیده میشه 
ولی چون فرمودید فقط من یکی دو مورد خیلی بارز توی این شعر رو میگم 
اولین چیزی که توی این شعر به چشمم امد این بود که حس کردم میشه این شعر رو جمع و جورتر نوشت چنان که موقع خوندن حس میکنم مدام موضوع از ذهن ادم میپره 
شاید هم به خاطر جمله بندیهای هر مصراع هست!
دوم وزن یکی دو تا مصرع هست که روون خونده نمیشه 

و
 انديشه ي ديروز مرا ميگيرد
اینجا کاملا حس میشه که این واو اضافه به نظر میاد یا یک کلمه دو هجایی(^ -) رو جاش بگذایرد  مثلا(ولی - ^) این جوری رون تر هست 
و یک سوال 
به نظرتون فعل میگیرد برای این جمله مناسبه؟

آتش سوزنده ي اين بي خبران بر جگرم
این قسمت هم روون نیست 
مثلا اگر باشه 
سوزش اتش این بی خبران بر جگرم وزنش روون تر هست 

ميکِشد تا به سرا پرده ي خاک جان و تنم
توی کلمه "خاک" حرف "ک" اضافه بر وزنه 

و یک نکته دیگه 
که تمام خورشيد
من حس کردم کلمه " تمام" اینجا نمیتونه کاربردی داشته باشه!


جسارت من رو ببخشید 
منتظر خوندن اعار زیبای بعدی شما هستیم 
شاد باشید و سلامت 

 

 

درود بر شما خانم صادقی عزیز

ممنونم از لطف و محبت شما

خیلی خوشحال شدم از اینکه باز هم نوشته ی من وخوندید ای کاش همه ی ایراداتی که

به چشمتون میومد و میگفتید تمام نکاتی و که گفتید و سعی میکنم درستشون کنم

میکشد تا به سرا پرده ی خاک جان و تنم و تغییر دادم نمیدونم درست شده یانه

باز هم ممنونم از راهنماییهاتون

شاد باشیدتصویر: images/smilies/f.gifتصویر: images/smilies/f.gifتصویر: images/smilies/f.gif

 

به آزادی که در زندان شده سوگند

از این مردن نمیترسم

هراسم از شب خاموشی فریاد خواهد بود
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
04-01-2017, 02:49 PM
ارسال: #4
RE: انتظار
سلام.
از خوندن شعرتون و بیان خوب احساستون لذت بردم

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان