مادر


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مادر
04-03-2017, 12:57 AM
ارسال: #1
مادر
مادری‌بودودلی‌خوش‌به‌نگاهی٬گاهی
دستِ‌پُرمِهروصدایش‌به‌پگاهی٬گاهی
کاشکی بودکه سَر بر قدمش بگذارم
منم و غصه و این بارِ گنـاهی ٬‌ گاهی
در دلِ ظلمتِ افکارِ پریشـان شده ام
به‌شـبِ‌تیــره‌چنــــــانْ‌تابشِ‌مـــاهی٬گاهی
گرچه‌رفته‌ست‌ولی‌بازهوادارِمن‌است
یادِ او مــانعِ بر هــر سـَرِ چاهــــی ٬ گاهی
پندهایش که نموده دلِ مــا را روشن
نـــورِ تابنـــــــده بـُوَد آخـــرِ راهی ٬ گاهی
گر غمی در دلِ ما بود ٬ هزاران در او
حلقه‌یِ اشک‌به‌آن‌چشمِ‌سیاهی٬‌گاهی
حال٬تنهــاغمِ‌دل‌مانده‌وافسوس‌و درد
نیست‌جز فاتحه‌و اشکی‌و‌آهی٬گاهی

شعرگویم درکمالِ ســادگی 
این مرامم گشته بادلدادگی
بازدید از وبسایت این کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط زارا ، رویا پاکیزه ، rahgozar
05-03-2017, 03:35 AM
ارسال: #2
RE: مادر
سلام
عنوان مقدسِ شعرتون "مادر"
منو جذب کرد بخونم شعرتون رو

ممنون که از مادر سرودین

روح مادرتون شاد

خدایا به من بیاموز قبل از آنکه در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنم

اول کمی با کفشهایش راه بروم
بازدید از وبسایت این کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان