سجده شکر


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سجده شکر
05-10-2017, 07:17 PM
ارسال: #1
سجده شکر
سجده شکر که باز آمده ایام بهارم،
من تنها من دلداده دگر نیست دمی صبر و قرارم،
خبر از حال پریشان من عاشق دیوانه نداری...
خبر از گریه شبهای سیاه تو مپندار ندارم.
همه دنیا اگر از عشق نفهمند و ندانند و نخواهند بدانند چه باک است
که من زاده و خو کرده و پرورده عشقم
من از این ایل و تبارم
.
.
.
کاش می شد که ببینی که چو شهزاده رویای تو بر اسب سفیدی ز رهی دور سوارم
و به عشق صنمی گل رخ و تناز به نام تو در این شهر دچارم
و دعا میکنم ای کاش بگیرد صنم از دست من این سنبل عشقینه انارم
نفس از کف نرود تا که بگویم که تو خورشیدی و من همچو زمین دور تو بر روی مدارم
بهر بوسیدن لبهای چنان آتشتان خوار و خمارم
و پر از ترس، مبادا دلتان بشکند از صورت زارم
و برنجد دل کم طاقتتان از من و از حال نزارم
که ندیدید که در محفل خود با چه وقارم
بپذیرد به خدا شکر گذارم
.
.
.
خاک روی تن من خاک به دنبال تو گشتن
سفر عشق از این کوچه به آن کوچه و این شهر به آن شهر و همین است که اینگونه پر از گرد و غبارم
چه کنم یا چه بپوشم که شده روز شکوفیدن یارم؟
بزنم زخمه به تارم؟
غزلی نو بنویسم ، همه اراسته از مهر نگارم ؟
بر سر کوچه یارم بوته نرگس شیراز بکارم؟
روی بامش زر و یاقوت و عقیق و در و الماس ببارم؟
نه از آن خوبتر آن لحظه که از کوچه گذر کرد، من از شوق طلوع رخ او جان بسپارم؟
به کجا دام نهم تا که غزال دل صیاد من اینبار شود صید و شکارم؟
.
.
.
گل مهتاب، صنم، طرفه نگارم، بده رخست تو بر این داده دل بی سر و سامان و تو بربند کنون راه فرارم
که در این روز مبارک به تو تقدیم کنم این دل بی ارزشم این دار و ندارم


 

 

فاش میگویم و از گفته خود دلشادم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط زارا ، لیلا نقشبندی ، taranom
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان