تاریخ ارسال : ۲۶ بهمن ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک – فریدون مشیری
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطـر نرگس، رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار …
خوش به حال چشمهها و دشتها
خوش به حال دانهها و سبزهها
خوش به حال غنچههای نیمهباز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب …
ای دل من! گرچه در این روزگار
جامه ی رنگین نمیپوشی به کام
باده ی رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهیست
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار …
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ….
فریدون مشیری
بازدید: 4766 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار (7)
- مولانا (23)
- عشق (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- شعر سعدی (16)
- شهریار (52)
- سعدی (25)
- اشعار سعدی (20)
- شعر وحشی بافقی (8)
- صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- بیدل دهلوی (11)
- عبید زاکانی (8)
- وحشی بافقی (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.