به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۹۸

سعدی Archives - شعر و ادب

شعر و ادب

۲۸فروردین

4

0

دوش بی روی تو آتش به سرم بر می‌شد – سعدی

دوش بی روی تو آتش به سرم بر می‌شد و آبی از دیده می‌آمد که زمین تر می‌شد تا به افسوس به پایان نرود عمر عزیز همه شب ذکر تو می‌رفت و مکرر می‌شد چون شب آمد همه را دیده بیارامد و من گفتی اندر بن مویم سر نشتر می‌شد آن نه می‌بود که دور از نظرت می‌خوردم خون دل بود که از دیده به ساغر می‌شد از خیال تو […]

۲۶فروردین

5

0

آن نه رویست که من وصف جمالش دانم – سعدی

آن نه رویست که من وصف جمالش دانم این حدیث از دگری پرس که من حیرانم   همه بینند نه این صنع که من می‌بینم همه خوانند نه این نقش که من می‌خوانم   آن عجب نیست که سرگشته بود طالب دوست عجب اینست که من واصل و سرگردانم   سرو در باغ نشانند و تو را بر سر و چشم گر اجازت دهی ای سرو روان بنشانم   عشق […]

۴فروردین

21

0

لاابالی چه کند دفتر دانایی را – سعدی

لاابالی چه کند دفتر دانایی را طاقت وعظ نباشد سر سودایی را آب را قول تو با آتش اگر جمع کند نتواند که کند عشق و شکیبایی را دیده را فایده آن است که دلبر بیند ور نبیند چه بود فایده بینایی را عاشقان را چه غم از سرزنش دشمن و دوست یا غم دوست خورد یا غم رسوایی را همه دانند که من سبزه خط دارم دوست نه چو […]

۲۶اسفند

39

0

منم ای نگار و چشمی که در انتظار رویت – سعدی

منم ای نگار و چشمی که در انتظار رویت همه شب نخفت مسکین و بخفت مرغ و ماهی   و گر این شب درازم بکشد در آرزویت نه عجب که زنده گردم به نسیم صبحگاهی.   “سعدی”   خط از: مریم امام وردی


پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک