به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸

شهریار Archives - صفحه 5 از 6 - شعر و ادب

شعر و ادب

۵بهمن

164

0

باز امشب ای ستاره ی تابان نیامدی – شهریار

 باز امشب ای ستاره ی تابان نیامدی باز ای سپیده ی شب هجران نیامدی شمعم شکفته بود که خندد بروی تو افسوس ای شکوفه ی خندان نیامدی زندانی تو بودم و مهتاب من چرا باز امشب از دریچه ی زندان نیامدی با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی مگذار قند من که به یغما برد طوطی من که در شکرستان نیامدی […]

۵بهمن

121

0

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران – شهریار

تو بمان و دگران  از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند هر چه آفاق بجویند کران تا به کران میروم تا که به صاحبنظری بازرسم محرم ما نبود دیده‌ی کوته نظران دل چون آینه‌ی اهل صفا می‌شکنند که […]

۵بهمن

280

0

پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری – شهریار

پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری هر چه عاشق پیر تر عشقش جوانتر ای عجب دل دهد تاوان اگر تن ناتوان است ای پری پیل مــاه و سال را پهلو نمی کردم تهی با غمت پهلو زدم، غم پهلوان است ای پری هر کتاب تازه ای کز ناز داری خود بخوان من حریفی کهنه ام درسم روان است […]

۵بهمن

164

0

ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی – شهریار

ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی تا مگر پیرانه سر از سر بگیرم نوجوانی آری آری نوجوانی می توان از سرگرفتن گر توان با نوجوانان ریخت طرح زندگانی گرچه دانم آسمان کردت بلای جان ولیکن من به جان خواهم ترا عشق ای بلای آسمانی ناله نای دلم گوش سیه چشمان نوازد کاین پریشان موغزالان را بسی کردم شبانی گوش بر زنگ صدای کودکانم تا چه باشد کاروان گم کرده را […]

۴بهمن

121

0

شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین – استاد شهریار

شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم مروه پشت سر نهاد٬ اما صفا دارد حسین می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از اینها٬ حرمت کوی منا دارد حسین… بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین رخت دیبای حرم چون گل به […]

۱بهمن

146

0

ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی – شهریار

ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی تا مگر پیرانه سر از سر بگیرم نوجوانی آری آری نوجوانی می توان از سرگرفتن گر توان با نوجوانان ریخت طرح زندگانی گرچه دانم آسمان کردت بلای جان ولیکن من به جان خواهم ترا عشق ای بلای آسمانی ناله نای دلم گوش سیه چشمان نوازد کاین پریشان موغزالان را بسی کردم شبانی گوش بر زنگ صدای کودکانم تا چه باشد کاروان گم کرده را […]

۲۹دی

140

0

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم – شهریار

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز من بیچاره همان عاشق خونین جگرم خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم پدرت گوهر خود تا به رز و سیم فروخت […]

۲۷دی

957

0

گر مرا ترک کنی من زغمت می سوزم – شهریار

گر مرا ترک کنی من زغمت می سوزم آسمان را به زمین جان خودت می دوزم گرمراترک کنی ترک نفس خواهم کرد بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد بی تو یک لحظه رمق دردل و درجانم نیست بیقرارم نکنی طاقت هجرانم نیست بی تو با قافله ی غصه و غمها چه کنم تار و پودم تو بگو با دل تنها چه کنم شده ام مرثیه خوان دل سودا […]

۲۷دی

186

0

زندگی شد من و یک سلسله ناکامیها – استاد شهریار

استاد شهریار : زندگی شد من و یک سلسله ناکامیها مستم از ساغر خون جگر آشامیها بسکه با شاهد ناکامیم الفتها رفت شادکامم دگر از الفت ناکامیها بخت برگشته‌ی ما خیره سری آغازید تا چه بازد دگرم تیره سرانجامیها دیر جوشی تو در بوته‌ی هجرانم سوخت ساختم اینهمه تا وارهم از نامیها تا که نامی شدم از نام نبردم سودی گر نمردم من و این گوشه‌ی ناکامیها نشود رام سر […]

۲۶دی

277

0

چه شد آن عهد قدیم و چه شد آن یار ندیم – شهریار

چه شد آن عهد قدیم و چه شد آن یار ندیم خون کند خاطر من خاطره عهد قدیم چه شدن آن طره پیوند دل و جان که دگر دل بشکسته عاشق ننوازد به نسیم آن دل بازتر از دست کریمم یارب چون پسندی که شود تنگتر از چشم لئیم عهد طفلی چو بیاد آرم و دامان پدر بارم از دیده به دامان همه درهای یتیم یاد بگذشته چو آن دور […]


پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک