به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۸

You searched for بند - صفحه 2 از 2 - شعر و ادب

شعر و ادب

۵اسفند

95

0

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت – شهریار

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت تحمل گفتی و من هم که کردم سال‌ها اما چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت چو بلبل نغمه‌خوانم تا تو چون گل پاکدامانی حذر از خار دامنگیر کن دستم به دامانت تمنای وصالم نیست عشق من بگیر از من به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت امید خسته‌ام تا چند […]

۳۰بهمن

109

0

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت – شهریار

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت  در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت ز گرد راه برون آ که پیر دست به دیوار به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت  بیا که این رمد چشم عاشقان تو ای ماه ! نمیرمد مگر از طوطیای گرد سپاهت بیا که جز تو […]

۲۸بهمن

105

0

رفتی و در دل هنوزم حسرت دیدار باقی – شهریار

رفتی و در دل هنوزم حسرت دیدار باقی حسرت عهد و وداعم با دل و دلدار باقی عقده بود اشکم به دل تا بیخبر رفتی ولیکن باز شد وقتی نوشتی یار باقی کار باقی وه چه پیکی هم پیام آورده از یارم خدایا یار باقی وآنکه می آرد پیام یار باقی آمدی و رفتی اما با که گویم این حکایت غمگسارا همچنان غم باقی و غمخوار باقی کافر نعمت نباشم […]

۸بهمن

146

0

من از رغم غزالی شهسواری کرده‌ام پیدا – محتشم کاشانی

محتشم کاشانی من از رغم غزالی شهسواری کرده‌ام پیدا شکاری کرده‌ام گم جان شکاری کرده‌ام پیدا زلیخا طلعتی را رانده‌ام از شهر بند دل به مصر دلبری یوسف عذاری کرده‌ام پیدا زمام ناقه محمل نشینی داده‌ام از کف بجای او بت توسن سواری کرده‌ام پیدا ز سفته گوهری بگسسته‌ام سر رشتهٔ صحبت در ناسفته گوهر نثاری کرده‌ام پیدا مهی زرین عصا به چون هلال از چشمم افتاده بلند اختر سواری […]

۴بهمن

86

0

شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین – استاد شهریار

شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم مروه پشت سر نهاد٬ اما صفا دارد حسین می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم بیش از اینها٬ حرمت کوی منا دارد حسین… بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین رخت دیبای حرم چون گل به […]

۲۹دی

92

0

بعد هزار انتظار این فلک بی وفا – محتشم کاشانی

محتشم کاشانی بعد هزار انتظار این فلک بی وفا شهد وصالم چشاند زهر فراق از قفا وه که ز کین می‌کند هر بدو روزم سپهر با تو به زحمت قرین وز تو به حسرت جدا رفتی و می‌آورد جذبهٔ شوقت ز پی خاک مرا عنقریب همره باد صبا با تو بگویم که هجر با من بی دل چه کرد روزی من گر شود وصل تو روز جزا شد همه جا […]

۲۹دی

96

0

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم – شهریار

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز من بیچاره همان عاشق خونین جگرم خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم پدرت گوهر خود تا به رز و سیم فروخت […]

۲۶دی

1567

0

شعر من زنم – سیمین دانشور

من زنم … با دست هایی که دیگر دل خوش به النگو هایی نیست که زرق و برقش شخصیتم باشد من زنم و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه های تو میدانی ؟ درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می آیند . دردم می آید باید لباسم را با میزان ایمان شما […]


پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
آخرین جستجوها
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک