به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز پنج شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸

You searched for سحر - شعر و ادب

شعر و ادب

۱۸تیر

60

0

دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد – وحشی بافقی

دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد   من و زخم تیز دستی که زد آنچنان به تیغم که سرم فتاده برخاک و تنم خبر ندارد   همه زهر خورده پیکان خورم و رطب شمارم چه کنم که نخل حرمان به از این ثمر ندارد   ز لبی چنان که بارد شکرش ز شکرستان همه زهر دارد اما چه […]

۹خرداد

102

0

شورش بلبلان سحر باشد – سعدی

شورش بلبلان سحر باشد خفته از صبح بی‌خبر باشد تیرباران عشق خوبان را دل شوریدگان سپر باشد عاشقان کشتگان معشوقند هر که زندست در خطر باشد همه عالم جمال طلعت اوست تا که را چشم این نظر باشد کس ندانم که دل بدو ندهد مگر آن کس که بی بصر باشد آدمی را که خارکی در پای نرود طرفه جانور باشد گو ترش روی باش و تلخ سخن زهر شیرین […]

۲۲اسفند

158

0

دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد – وحشی بافقی

دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد   من و زخم تیز دستی که زد آنچنان به تیغم که سرم فتاده برخاک و تنم خبر ندارد   همه زهر خورده پیکان خورم و رطب شمارم چه کنم که نخل حرمان به از این ثمر ندارد   ز لبی چنان که بارد شکرش ز شکرستان همه زهر دارد اما چه […]

۹اسفند

167

0

شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردی – شهریار

شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحر کردی سحر چون آفتاب از آشیان من سفر کردی هنوزم از شبستان وفا بوی عبیر آید که چون شمع عبیرآگین شبی با من سحر کردی صفا کردی و درویشی بمیرم خاک پایت را که شاهی محشتم بودی و با درویش سر کردی چو دو مرغ دلاویزی به تنگ هم شدیم افسوس همای من پریدی و مرا بی بال و پر کردی مگر […]

۵شهریور

31

0

تا به کی ای شکر چو تن بی‌دل و جان فغان کنم – مولانا

تا به کی ای شکر چو تن بی‌دل و جان فغان کنم چند ز برگ ریز غم زرد شوم خزان کنم از غم و اندهان من سوخت درون جان من جمله فروغ آتشین تا به کیش نهان کنم چند ز دوست دشمنی جان شکنی و تن زنی چند من شکسته دل نوحه تن به جان کنم مؤمن عشقم ای صنم نعره عشق می زنم همچو اسیرکان ز غم تا به […]

۱۱مرداد

35

0

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست – شهریار

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست ماه عباد تست […]

۲۲خرداد

97

0

نداد عشق گریبان به دست کس ما را – صائب تبریزی

نداد عشق گریبان به دست کس ما را گرفت این می پرزور، چون عسس ما را به گرد خاطر ما آرزو نمی‌گردید لب تو ریخت به دل، رنگ صد هوس ما را خراب حالی ما لشکری نمی‌خواهد بس است آمدن و رفتن نفس ما را تمام روز ازان همچو شمع خاموشیم که خرج آه سحر می‌شود نفس ما را غریب گشت چنان فکرهای ما صائب که نیست چشم به تحسین […]

۲۰اردیبهشت

137

0

مشهور ترین اشعار نظامی گنجوی

مخزن الاسرار: در توحید ای همه هستی زتو پیدا شده—– خاک ضعیف از تو توانا شده زیر نشین علمت کائنات —– ما به تو قائم چو تو قائم به ذات هستی تو صورت و پیوند نه —– تو به کس و کس به تو مانند نه آنچه تغیر نپذیرد توئی —– آنچه نمرده است و نمیرد توئی ما همه فانی و بقابس تر است—– ملک تعالی و تقدس تر است […]

۹فروردین

123

0

صبا به شوق در ایوان شهریار آمد – شهریار

صبا به شوق در ایوان شهریار آمد که خیز و سر به در از دخمه کن بهار آمد ز زلف زرکش خورشید بند سیم سه تار که پرده های شب تیره تار و مار آمد به شهر چند نشینی شکسته دل برخیز که باغ و بیشه شمران شکوفه زار آمد به سان دختر چادرنشین صحرائی عروس لاله به دامان کوهسار آمد فکند زمزمه گلپونه ئی به برزن وکو به بام […]

۳فروردین

136

0

سیه مست جنونم، وادی و منزل نمی‌دانم – صائب تبریزی

سیه مست جنونم، وادی و منزل نمی‌دانم کنار دشت را از دامن محمل نمی‌دانم شکار لاغرم، مشاطگی از من نمی‌آید نگارین کردن سرپنجهٔ قاتل نمی‌دانم سپندی را به تعلیم دل من نامزد گردان که آداب نشست و خاست در محفل نمی‌دانم! بغیر از عقدهٔ دل کز گشادش عاجزم عاجز دگر هر عقده کید پیش من، مشکل نمی‌دانم من آن سیل سبکسیرم که از هر جا که برخیزم بغیر از بحر […]


پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک