معمای عشق


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معمای عشق
03-21-2017, 08:10 PM
ارسال: #1
معمای عشق
سینه‌یِ‌کَس‌نیست‌دگـرجایِ‌عشق
رفته زِ یادِ همه ، غوغـایِ عشق
کارِ دهــان ها ، شـده زخمِ زبان
گوش ، دگــر نشنَوَد آوایِ عشق
قصه یِ عُشــّاق ، نگـــوید کَسی
حلّ نشده ، مانـده معمـّایِ عشق
همّتِ فرهادوَشی ، کو ،کجاست
لایق و شـایسته‌یِ دیبــایِ عشق
کَس نتوان جُست دراین روزگار
طالبِ یوسف،چو زلیخـایِ عشق
گرچه‌شکسته‌ست‌سبویی‌،زِ قیس
سنگِ جفـا بود ، نه لیــلایِ عشق
نیست‌چو وامِق،که پریشان شَوَد
نه اثــری هست ، زِ عُـذرایِ عشق
هست گُل انــدام ، فراوان به شهر
پاک دلی کو ، چو حُسینـایِ عشق
در دلِ حــــامی ، بُـــوَد ایــن آرزو
پُر شَوَد هر خانه ، زِ جویایِ عشق

شعرگویم درکمالِ ســادگی 
این مرامم گشته بادلدادگی
بازدید از وبسایت این کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط زارا
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان