به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸

شعر و ادب

اشعار بزرگان شعر و ادب ایران

قصه ی درد دل و غصهٔ شبهای دراز – عبید زاکانی

قصه ی درد دل و غصهٔ شبهای دراز – عبید زاکانی

ای دوست شکر بهتر یا آنک شکر سازد – مولانا

مشهورترین سروده های مولانا

مشهورترین سروده های مولانا

تن آدمی شریف است، به جان آدمیت – سعدی

تن آدمی شریف است، به جان آدمیت – سعدی

جملات حکیمانه از سعدی

خوشا کسی که زعشقش دمی رهائی نیست – عبید زاکانی

خوشا کسی که زعشقش دمی رهائی نیست  – عبید زاکانی
۲۲مرداد

17

0

قصه ی درد دل و غصهٔ شبهای دراز – عبید زاکانی

قصه ی درد دل و غصهٔ شبهای دراز صورتی نیست که جائی بتوان گفتن باز محرمی نیست که با او به کنار آرم روز مونسی نیست که با وی به میان آرم راز در غم و خواری از آنم که ندارم غمخوار دم فرو بسته از آنم که ندارم دمساز خود چه شامیست شقاوت که ندارد انجام یا چه صبحست سعادت که ندارد آغاز بی‌نیازی ندهد دهر خدایا تو بده […]

۲۰مرداد

16

0

ای دوست شکر بهتر یا آنک شکر سازد – مولانا

ای دوست شکر بهتر یا آنک شکر سازد خوبی قمر بهتر یا آنک قمر سازد ای باغ توی خوشتر یا گلشن گل در تو یا آنک برآرد گل صد نرگس تر سازد ای عقل تو به باشی در دانش و در بینش یا آنک به هر لحظه صد عقل و نظر سازد ای عشق اگر چه تو آشفته و پرتابی چیزیست که از آتش بر عشق کمر سازد بیخود شده […]

۱۹مرداد

23

0

مشهورترین سروده های مولانا

  ماییم که از باده ی بی‌جام خوشیم هر صبح منوریم و هر شام خوشیم گویند سرانجام ندارید شما ماییم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم مولوی   درمن بدمی من زنده شوم یک جان چه بود، صد جان منی…   اشعار مولانا درباره عشق و زندگی   گر شاخه‌ها دارد تری ور سرو دارد سروری ور گل کند صد دلبری ای جان، تو چیزی دیگری…   شعرهای زیبای مولوی درباره خداوند […]

۱۸مرداد

18

0

تن آدمی شریف است، به جان آدمیت – سعدی

تن آدمی شریف است، به جان آدمیت نه همین لباس زیباست، نشان آدمیت تن آدمی شریف است، به جان آدمیت نه همین لباس زیباست، نشان آدمیت اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی چه میان نقش دیوار و میان آدمیت؟ خور و خواب و خشم و شهوت، شغب است و جهل و ظلمت حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت به حقیقت آدمی باش، وگرنه مرغ باشد […]

۱۶مرداد

19

0

جملات حکیمانه از سعدی

نفس پرور، هنروری نیاید و بی هنر، سروری را نشاید. سعدی دنیا نیرزد به آنکه پریشان کنی دلی. سعدی همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال. سعدی مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید. سعدی دوستی را که به عمری فرا چنگ آرند، نشاید که به یک دم بیازارند. سعدی دل دوستان آزردن،مراد دشمنان برآوردن است. سعدی شیطان با مخلصان برنمی آید و سلطان با مفلسان. سعدی رأی […]

۱۱مرداد

26

0

خوشا کسی که زعشقش دمی رهائی نیست – عبید زاکانی

خوشا کسی که زعشقش دمی رهائی نیست غمش ز رندی و میلش به پارسائی نیست دل رمیده‌ی شوریدگان رسوائی شکسته‌ایست که در بند مومیائی نیست ز فکر دنیی و عقبی فراغتی دارد خداشناس که با خلقش آشنائی نیست غلام همت درویش قانعم کو را سر بزرگی و سودای پادشاهی نیست مراد خود مطلب هر زمان ز حضرت حق که بر در کرمش حاجت گدائی نیست به کنج عزلت از آنروی […]

۱۱مرداد

17

0

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست – شهریار

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست ماه عباد تست […]

۹مرداد

27

0

بیداد رفت لاله بر باد رفته را – شهریار

بیداد رفت لاله بر باد رفته را یا رب خزان چه بود بهار شکفته را هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید نو کرد داغ ماتم یاران رفته را جز در صفای اشک دلم وا نمی شود باران به دامن است هوای گرفته را وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود آخر محاق نیست که ماه دو هفته را برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب آورده […]

۹مرداد

29

0

نفس پرور، هنروری نیاید و بی هنر، سروری را نشاید – سعدی

نفس پرور، هنروری نیاید و بی هنر، سروری را نشاید. سعدی دنیا نیرزد به آنکه پریشان کنی دلی. سعدی همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال. سعدی مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید. سعدی دوستی را که به عمری فرا چنگ آرند، نشاید که به یک دم بیازارند. سعدی دل دوستان آزردن،مراد دشمنان برآوردن است. سعدی شیطان با مخلصان برنمی آید و سلطان با مفلسان. سعدی رأی […]

۵مرداد

28

0

شکسته وارم و دارم دلی درست هنوز – هوشنگ ابتهاج

شکسته وارم و دارم دلی درست هنوز وفا نگر که دلم پای بست توست هنوز به هیچ جام دگر نیست حاجتِ ای ساقی که مستِ مستم از آن جرعه ی نخست هنوز چنین نشسته به خاکم مبین که در طلبت سمندِ همت ما چابک است و چست هنوز به آبِ عشق توان شست پاک دست از جان چه عاشق است که دست از جهان نشست هنوز ز کار دیده و […]


پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک