به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸

شعر و ادب

اشعار بزرگان شعر و ادب ایران

صبح در خوابِ عدم بود که بیدار شدیم – صائب تبریزی

صبح در خوابِ عدم بود که بیدار شدیم – صائب تبریزی

ای آفتاب هاله‌ای از روی ماه تو – شهریار

هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی – سعدی

هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی – سعدی

تو را سماع نباشد که سوز عشق نبود – سعدی

تو را سماع نباشد که سوز عشق نبود – سعدی

دانسته‌ام غرور خریدار خویش را – صائب تبریزی

دانسته‌ام غرور خریدار خویش را – صائب تبریزی

دوش بی روی تو آتش به سرم بر می‌شد – سعدی

دوش بی روی تو آتش به سرم بر می‌شد – سعدی
۲۸اسفند

60

0

حُسن تو باده ای است که شرم است شیشه اش – صائب تبریزی

حُسن تو باده ای است که شرم است شیشه اش خال تو دانه ای است که دام است ریشه اش روی تو آتشی است که زلف است دود او شیری است غمزه ی تو که دلهاست بیشه اش سروی است قامت تو که از جای می کند در هر دلی که پنجه فرو برد ریشه اش دست از هنر چگونه نشوید کسی به خون؟ فرهاد را ز وای درآورد تیشه […]

۲۷اسفند

161

0

اشعار کوتاه در وصف نوروز و بهار

شعر درباره نوروز از حافظ شیرازی: ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی           از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی     به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی   ****************** شعری زیبا درباره بهار از مولوی: ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی خندان و تازه رویی سرسبز و مشک […]

۲۷اسفند

96

0

اشعار آمدن بهار

شاعران پارسی گو نیز در جشن بهاران ومیلاد زمین بسیار مسرور می شدند، و بیشتر شاعران بهاریه های بس زیبا دارند، که نشان از شکفتن شکوفه ها و پر آب شدن جوبیار ها و نشان از ذوب شدن غم ، اندوه ، کینه ،نقاق ، وآمدن نشاط ، سرزندگی شادابی ،طراوت وسلامت حکایت دارد، در این هنگام بهار به دیدار شعر شاعران می رویم، ومیلاد شعر میلاد بهار میلاد انسانیت […]

۲۶اسفند

66

0

اینکه گاه می‌خواهم کز تو دست بردارم – حسين منزوی

اینکه گاه می‌خواهم کز تو دست بردارم حرف سردمهری نیست؛ مشکلی دگر دارم با تو عشق می‌ورزم ای پریچهر و خود نیز از حضور این دره در میان خبر دارم عشق من! اگر تقویم بیست سال پس می‌رفت می‌شد این مزاحم را از میانه بردارم مشکلم بهار توست در خزان من، آری آنچه پیش رو داری، من به پشت سر دارم ورنه خوب می‌دانی ـ بی‌توقف و جاری ـ دم […]

۲۶اسفند

74

0

گلچین تک بیتی های ناب وحشی بافقی

گلچین تک بیتی های ناب وحشی بافقی :   شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی؟ سوختم، سوختم این راز نهفتن تا کی؟ *** دل نیست  کبوتر  که چو برخاست نشنید از  گوشه  بامی که پـــریدیم ، پـــــریدیم *** در میان اشک شادی گم شدم روز وصال این چنین روزی که دیدم‌خویش را گم می‌کنم *** بکش و بسوز و بگذر، منگر به اینکه عاشق به جز اینکه مهر ورزد، […]

۲۶اسفند

149

0

منم ای نگار و چشمی که در انتظار رویت – سعدی

منم ای نگار و چشمی که در انتظار رویت همه شب نخفت مسکین و بخفت مرغ و ماهی   و گر این شب درازم بکشد در آرزویت نه عجب که زنده گردم به نسیم صبحگاهی.   “سعدی”   خط از: مریم امام وردی

۲۳اسفند

68

0

ایرجا سر بدرآور که امیر آمده است – شهریار

شعری که استاد شهریار برای ایرج میرزا سروده است ایرجا سر بدرآور که امیر آمده است چه امیری که به عشق تو اسیر آمده است چون فرستاده سیمرغ به سهراب دلیر نوشداروست ولی حیف که دیر آمده است گوئی از چشم نظرباز تو بی پروانیست چون غزالی به سر کشته شیر آمده است خیز غوغای بهارست که پروانه شویم غنچه شوخ پر از شکر و شیر آمده است روح من […]

۲۳اسفند

67

0

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست – شهریار

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست ماه من نیست در این قافله راهش ندهید کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست ما هم از آه دل سوختگان بی خبر است مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست تخت سلطان هنر بر افق چشم […]

۲۲اسفند

69

0

دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد – وحشی بافقی

دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد   من و زخم تیز دستی که زد آنچنان به تیغم که سرم فتاده برخاک و تنم خبر ندارد   همه زهر خورده پیکان خورم و رطب شمارم چه کنم که نخل حرمان به از این ثمر ندارد   ز لبی چنان که بارد شکرش ز شکرستان همه زهر دارد اما چه […]

۲۲اسفند

68

0

هرچند دخمه را بسیار، خاموش و کور می بینم – سیمین بهبهانی

سیمین بهبهانی : هرچند دخمه را بسیار، خاموش و کور می بینم در انتهای دالانش، یک نقطهٔ نور می بینم هرچند پیش رو دیوار، بسته ست راه بر دیدار در جای جای ویرانش، راه عبور می بینم هرچند شب دراز آهنگ، نالین زمین و بالین سنگ در انتظار روزی خوش، دل را صبور می بینم تن کم توان و سر پردرد، پایم ضعیف و دستم سرد در سینه لیک غوغایی، […]


پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک