-
حرف های جنگ
هنوز حرفهای جنگ را تفنگ ترجمه میکند و خندههای کبوتران را صلح اما تو درمیانِ این همه صدای شکسته آرامشی هستی که جهان هنوز نتوانسته ویرانش کند دستهایت را دوست دارم که هیچگاه برای گرفتن ماشه ساخته نشدند وقتی دوست داشتن آخرین سنگر انسان است آنجا که جنگ نامش را کد تریال لایسنس همیار نود ۳۲ فراموش می کند #حامی_شریبی -
صدای خانه (روایتی از نبض پنهان خانواده)
صدای خانه (روایتی از نبض پنهان خانواده) آیا تا کنون به صدای خانهتان گوش دادهاید؟ نه صدای تلویزیون یا ماشین لباسشویی، بلکه صدای واقعی انسانها. آهنگی که فرزندتان زیر لب زمزمه میکند، ریتم خندهای که از آشپزخانه بلند میشود، یا آن سکوتِ سنگینی که انگار فریاد میزند. به عنوان یک والد، یک همسر، یا یک همخانه، قبول دارید که صدای خانه یک فاکتور تجملی نیست بلکه یک شاخص حیاتی است؟ شاید بشود گفت صدای خانه، نبض سلامت روح و روان یک خانواده است. اگر در خانهتان صدای خنده بر... -
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم)
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم) روز سیزدهم (رقابت فلاکت) تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا نسبت به بدترین حالت زندگی افراد دور و برمان برتری هم دارد، قرار داریم. بدتری که برتر است بر بدتر دیگران! در آن نقطه از زندگی شاید واقعا این موضوع واقعیت داشته باشد. بهرحال هرکدام از ما قادر به برقراری ارتباط عمیق با تعداد محدودی از انسانها هستیم و همین دایره محدود باعث میشود که زندگی های محدودتری... -
چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و کیت فاکس ادعا ویا بلاگ کردند که میتوانند از طریق صداهای ضربهمانند با موجودی نامرئی ارتباط برقرار کنند. این ادعا بهسرعت توجه عمومی را جلب کرد و به یکی از رویدادهای مهم در شکلگیری جنبشی تبدیل شد که بعدها با نام اسپریچوالیسم مدرن شناخته شد. اما اهمیت این ماجرا فقط در این پرسش خلاصه نمیشود که آیا آن... -
در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در قلب توست، ولی تو در آسمان به دنبالش میگردی. سخن گفتن با خدا مانند صحبت کردن با یک دوست پشت تلفن است؛ ممکن است او را نبینیم، اما میدانیم که دارد گوش میدهد. با هیچ بارانی، ردِ پایت از کوچههای قلبم پاک نمیشود. هر صبح که پلکهایت را باز میکنی، فصل جدیدی از زندگی ورق میخورد؛ سطر اول... -
اتاق بینهایت (بخش۱)
اتاق بینهایت (بخش۱) دخترک بار دیگر چشمهایش را بست و زیر لب همین چند جمله را نجوا کرد: ((چشمهایم را بستم شاید طور دیگری در خواب دیده باشم گوشهایم را شستم شاید طور دیگری شنیده باشم دستهایم را در خاک و گِل مدفون کردم شاید خودم را طور دیگری سبز دیده باشم پاهایم را به زنجیرِ عمد کشیدم تا شاید طور دیگری راه رفته باشم اما مگر میشود !؟ با زمان طور دیگری زیست و زمین را طور دیگری خواست؟)) و در آخر نجوایش را با نا امیدی پایان...
دانستهام غرور خریدار خویش را – صائب تبریزی
دانستهام غرور خریدار خویش را خود همچو زلف میشکنم کار خویش را هر گوهری که راحت بیقیمتی شناخت شد آب سرد، گرمی بازار خویش را در زیر بار منت پرتو نمیرویم...دوش بی روی تو آتش به سرم بر میشد – سعدی
دوش بی روی تو آتش به سرم بر میشد و آبی از دیده میآمد که زمین تر میشد تا به افسوس به پایان نرود عمر عزیز همه شب ذکر تو میرفت...نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی – شهریار
نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی گر چه او کرد دل از سنگ تو تقصیر نکردی شرمسار توام ای دیده ازین گریه خونین که شدی کور و تماشای...روز مرگم هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید – وحشی بافقی
روز مرگم هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مست و خراب از می و انگور کنید مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید مست مست از همه...آن نه رویست که من وصف جمالش دانم – سعدی
آن نه رویست که من وصف جمالش دانم این حدیث از دگری پرس که من حیرانم همه بینند نه این صنع که من میبینم همه خوانند نه این نقش که...دلربایانه دگر بر سرِ ناز آمدهای – صائب تبریزی
دلربایانه دگر بر سرِ ناز آمدهای از دلِ من چه بهجا مانده که باز آمدهای؟ در بغل شیشه و در دست قدح، در بر چنگ چشم بد دور که بسیار بساز...در دیاری که در او نیست کسی یار کسی – شهریار
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی هر کس آزار من زار پسندید ولی نپسندید دل زار من آزار کسی آخرش...سر و همسر نگرفتم که گرو بود سرم – شهریار
سر و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز من بیچاره همان عاشق خونین...در فصل بهار اگر بتی حورسرشت – خیام
در فصل بهار اگر بتی حورسرشت یک ساغر می بردهدم بر لب کشت هرچند به نزد عامه باشد زشت سگ به ز من است اگر کنم یاد بهشت #خیام_ نیشابوریپربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر سعدی (16)
- بیدل دهلوی (11)
- مولانا (23)
- سعدی (25)
- اشعار (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سعدی (20)
- شعر (10)
- اشعار شهریار (10)
- عشق (13)
- عبید زاکانی (8)
- شعر صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
دسترسی به لینکهای خاص بازار هدف شما خرید بک لینک انگلیسی برای جلب مشتریان خاص و باارزش بیشتر
توسعه رویکرد تعاملمحور در بازاریابی رتبه سئو سایت تا بازاریابی احساسی اثربخشتر انجام گیرد
بهینه سازی چکاپ چگونه بک لینک بگیریم behtarinbacklink.com تیم چیه
بکلینک چیست بک لینک معتبر بکلینک قدرتمند و عالی سفارش ورودی
سایت های بکلینک ایرانی خرید بک لینک و رپورتاژ اگهی فروش سئو