باران سراسیمه
در پای نگاهت ، من ِ زنجیر ، چنانم
باران سراسیمه ، که دلخسته ، روانم
افتاده به گیسوی کمندت دل مجبور
این جبر قشنگی ست، نخواهم برهانم
پیوند من از ، روز ازل با می لبهات
بسته است خداوندِ شراب و شریانم
افراشته ای قامت ِ رعنا و خرامان
در باغ لردگان ِ خیالات ، تو ای سرو چمانم !
سرمست و خراباتی و بیچاره و مجنون
افتاده و لنگان و غزلخوان ِ خزانم
خاک و خس و خاشاک بیابان همه دیدند
مشتاق به هر ردّ عبورت چه دوانم!
مهمان من از آن ِ من است این گل بستان
چون خون به رگم، جان به تنم، روح و روانم
آشفته و گیج از سر بازار دو چشمت
تا کوچه ی موهـای بلندت نگرانم
موسا شده ای بر لب نیلم چه خیال است
بشکاف و گذر کن به دو ابروت ، جهانم
غم را ببر آنجا که هوس باشد و حالی
بگذار ، لب ِ بام ِ خیالت ، بنشانم
تا مقصد آغوش تو ، از ، مبدأ این شعر
یک جاده پُر از ، باور وُ بار وُ ، چمدانم
صبر از دل ِ بیمار ، نخواهید نخواهید
این زجر جگرسوز ِ ، گران را ، نتوانم
#میم_ابراهیم_حسینی
#غزل
@motrebaaneh
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
diag-img-8f4a
متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن...قایقی روشن
در ذهن، نبردی عظیم از احساسات جریان دارد،در دنیایی نامحدود و در عین حال محدود.من که بسترگاهم جادههای شفق بود،چون قایقی نورانی، سرمست و پاک،به دوردستهای خیال میبرد،به دریایی از تصور...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- شعر شهریار (11)
- مولانا (23)
- شعر سعدی (16)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
- شعر (10)
- عبید زاکانی (8)
- شعر وحشی بافقی (8)
- عشق (13)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار (7)
- وحشی بافقی (13)
- بیدل دهلوی (11)
- شهریار (52)
دیدگاهها بسته شدهاند.