ذهن ، ابزار یا فرمانده؟
ذهن ، ابزار یا فرمانده؟
ما کی هستیم؟
جسم یا روح؟
اندیشهای گذرا یا آگاهیای جاودان؟
ما روحیم، نوری که از مبدأ بیکران آمده،
برای رشد، برای فهمیدن،
برای تماشای خویش در آیینهی زندگی.
خداوند ما را بر مرکبی به نام جسم نشانده است،
تا در میدان تجربه، مسیر تعالی را بپیماییم،
و ذهن را چون موتور این مرکب در ما نهاده،
نیرومند، پرجنبوجوش،
اما بیهدف اگر بیراننده بماند، همان نیرویی که باید ما را پیش ببرد،
ما را در خود گرفتار میکند.
بدن، ابزار تجربه است؛ ذهن، ابزار درک؛
و روح، فرمانده .
هرگاه این جایگاهها جابهجا شوند،
انسان از توازن و آرامش دور میافتد.
بدن، ابزار لمس جهان است،
ذهن، ابزار فهم آن،
و روح، فرماندهی خاموشی که راه را میداند.
اما وای اگر خدمتگزار، جای شاه را بگیرد!
آنگاه ذهن، بر تخت سلطنت مینشیند
و روح، در گوشهی فراموشی خاموش میشود.
انسان اگر خود را جسم بداند، در بند است؛
اگر ذهن بداند، در آشوب است؛
و اگر روح بداند، در آزادی ….
ما بیشتر اوقات خود را با ذهنمان اشتباه میگیریم.
میگوییم: من میترسم، من فکر میکنم، من نگرانم.
اما در حقیقت، این ذهن است که سخن میگوید،
و ما شنوندهایم، نه گوینده.
ذهن، آینهایست که باید حقیقت را بازتاب دهد،
اما چون گرد و غبار داوری بر آن بنشیند،
دیگر چیزی جز توهم بازنمیتاباند.
در ژرفای وجود ما، آگاهیای هست
که پیش از هر اندیشه،
پیش از هر ترس،
پیش از هر من،
حضور دارد..
آن بینندهی خاموش، آن سکوتِ آگاه،
که تنها تماشا میکند بیآنکه داوری کند.
آنجا که تو از ذهن فاصله میگیری،
آغازِ بیداریست.
آنجا میفهمی که ذهن، تو نیستی،
بلکه ابزاریست در دست تو.
ذهن، شمشیریست در دستان آگاهی:
اگر در خدمت باشد، راه را میگشاید،
و اگر خودمختار شود، صاحبش را میزند.
حالا سوالی که شاید پیش بیاد این است: چگونه ذهن خود را کنترل کنیم و قدرت را پس بگیریم؟
کنترل ذهن، جنگ نیست؛
دیدن است.
هرگاه فکری از راه رسید، تماشایش کن
بیآنکه خود بهترین بک لینک را درون آن بیندازی.
در همان لحظه، تو از ذهن بالاتر رفتهای.
اما اگر بخواهی فرمان زندگی را باز پس بگیری،
باید به ذهن فرمان دهی.
ذهن، سالها بر تخت سلطنت نشسته است
و فرمان نمیپذیرد مگر از آگاهی.
با اراده از ذهنت فرمان مپذیر و با آگاهی به مقصد جدیدی بیاندیش
پس هر روز، هر دم، با حضور و پایداری بایست،
و ببین که چگونه پس از چند روز،
ذهن از تخت خود پایین میآید
و جایگاهش را به روح، فرماندهی حقیقی میسپارد.
آنگاه، آرامش چون نوری از درون میتابد،
و تو درمییابی که مهار ذهن را یافتهای.
نه با زور، بلکه با بینایی.
سکوت، بهترین همپیمان این راه است.
چند دقیقه در روز، در سکوت بنشین،
به تنفس گوش بده،
به صدای طبیعت، به حضور خویش.
ذهن در برابر سکوت سر فرود میآورد،
زیرا سکوت، زبان روح است.
افکار، همچون ابرهایی از آسمان وجودت میگذرند؛
اما تو آن آسمانی، نه ابر.
هرچه حضورت ژرفتر شود،
ابرها زودتر میگذرند
و خورشید آگاهی، رخ مینماید.
ذهن را دوست بدار،
اما اسیرش مشو.
از او بهره بگیر،
اما تاج بر سرش منه.
فرماندهی حقیقی، همان حضور خاموش است
که در لحظهی بیفکر،
در قلب تو میدرخشد.
آنجا که ذهن فرو مینشیند، روح برمیخیزد.
و انسان درمییابد که او نه ذهن است، نه بدن،
بلکه نوری الهیست
که آمده تا در جام جسم،
تجربهی آگاهی بنوشد
و دوباره، به سرچشمهی خویش بازگردد.
۱۵ آبان ۱۴۰۴
شبنم ولیدی(شَمی)
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
آمدنم در مهرماه
مرا در ماه مهر به این دنیا آوردند تا چشمانم را به نظاره کوچ غریبانه قوهایی بگشایم که از فرمان خزان زودرس بالادستان میرفتند. آمدم تا اندوه پژمردن غنچهها دانلود فیلم...خون بیاورید، خلاص
من تشنه خون زندهام، خونی تازه که از رگ بریده حیات شره میکند. آیا سر بریدن گوسفندان را دیدهای؟ دیدهای که خون پامنا موبایل چگونه میجهد و پخش میشود و سطح...ﮔﺮﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﺎﻗﯽ ﻛﻪ ﺳﻮﺳﻴﺲ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ !
ﺍﯼ ﮔﻨﺪﻡ ﺧﻴﺲ ، ﺧﻮﺷﻪ ﯼ ﺗﺮ ﺍﯼ ﺳﺎﻗﻪ ﯼ ﺳﺒﺰ ، ﺭﻭﺡ ﺑﺮﺗﺮ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﯽ ﻭ ﻣﯽ ﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﻣﻦ ﺳﻴﻤﻴﻦ ﺗﻨﯽ ﻭ ﺑﻠﻮﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺠﻴﺐ ﺁﻫﻦ ﻭ ﻧﺎﻥ...باران سراسیمه
در پای نگاهت ، من ِ زنجیر ، چنانم باران سراسیمه ، که دلخسته ، روانم افتاده به گیسوی کمندت دل مجبور این جبر قشنگی ست، نخواهم برهانم پیوند من از...diag-img-8f4a
متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر شهریار (11)
- سیمین بهبهانی (7)
- سعدی (25)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار (7)
- شعر سعدی (16)
- شهریار (52)
- مولانا (23)
- صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- اشعار سعدی (20)
- شعر (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.