زخمِ انتظار
دوباره حاکمِ تزویر بر قلم جاریست
دروغ، نسخهی درمانِ دردِ آدم شد
به نامِ عدل، فقیران اسیرِ زر ماندند
و خنده بر لبِ دزدانِ حق فراهم شد
مُریدِ مذهبِ تزویر خطبه میخواند
عدالت از عملِ دولتِ دهان دور است
فنونِ کفر و ریا گشته درس و مشقِ بشر
زمانِ پرسشِ حق در اسارتِ گور است
وطن هنوز نفس میکشد به زحمتِ زخم
میانِ خاک خرید بک لینک behtarinbacklink.com و قلم، شاعری کبود و شهید
تمامِ راهِ نجات از امید گم گشته
کجاست قایقِ ما ساحلِ امان و نوید؟
سقوطِ صبحِ حقیقت از این قدم تا آن
نفس کشیدنِمان بیخیالِ فرداهاست
به نسل ما که رسیدهست این تباهیِ محض
بگو چگونه بگوید که زندگی زیباست؟
نپرس از آن همه فریادِ عدل، بیثمر است
که ناله خسته و آهسته از دهان افتاد
ستمپذیریِ ما رسمِ کهنهای شده است
که عدل در دلِ تاریخ و خاطره جان داد
بهارِ قلبِ وطن شد خزانِ سرگردان
که در غبارِ دروغ از صدا جدا ماندیم
غرورِ رفتهی ما را کسی نگاه نکرد
میانِ ظلمتِ غمها چه بیخدا ماندیم
ولی بدان که در این تیره خاکِ بیفرهاد
شرارههای حقیقت هنوز در دلهاست
اگرچه نایِ سخن در گلویِ غم خفته
زمانِ رویشِ حق، فصلِ مرگِ باطلهاست
بدان که صبر، تدابیرِ مُحکمانهی ماست
سرانِ ظلم، به پایانِ عمرِ خود نزدیک
اگرچه راه به منزل، دراز و پُر پیچ است
رهایی از پیِ زنجیر میرسد؛ تبریک!
مریم کاسیانی
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
جایزه ملی غزل مدرن علی کریمی کلایه؛ برگزیدگان نخستین جشنواره مستقل شعر کرج معرفی شدند
یکی از خبرهای ادبی این هفته که در میان شاعران و دوستداران غزل بازتاب زیادی داشت، برگزاری آیین اختتامیه نخستین دوره جشنواره مستقل شعر کرج بود؛ جشنوارهای که با عنوان جایزه...خوابِ بیهوشی
همان ایستگاه خلوت بود که به من گفتی: «آقا، ساعت چند است؟» و من دستپاچه جیبهایم را گشتم. ….. دو قطار از راه رسیدند؛ یکی سوی طلوع میرفت و تو را...امیرالمومنین (ع)؛ مراد عاشقان
من رهگذری سرگردان در کوی شما هستم، ای مقصد و مراد دلدادگان، جانم فدای شما باد. ذرهای ناچیزم که شیفته خورشید وجود شما شدهام؛ دلم به آفتاب درخشان شما پناه آورده...دختری از جنس پاییز و باران
من از جنس سکوتی عمیق هستم، آنگاه که کلمات در قلبم جوانه میزنند. عاشق پنجرهام، همان پنجرهای که صبح را به خانه خسته روحم فرا میخواند. با یک فنجان خیال، قدمزنان...نه، اینگونه آبرومندانه نیست!
چشمانت بیپروا دل را ویران میسازد،پس با لبخندت در این خرابه آتش مزن، نه! دست در دست غزلها، با خاطرات میروی،همگام با بیوفایی، اما نه آبرومندانه! هر کاری میخواهی بکن، جز...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار سعدی (20)
- صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر (10)
- سعدی (25)
- اشعار شهریار (10)
- مولانا (23)
- وحشی بافقی (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- عشق (13)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر شهریار (11)
- شعر سعدی (16)
- شهریار (52)
دیدگاهها بسته شدهاند.