تاریخ ارسال : ۲۴ مهر ۱۴۰۵ ارسال دیدگاه
نه، اینگونه آبرومندانه نیست!
چشمانت بیپروا دل را ویران میسازد،
پس با لبخندت در این خرابه آتش مزن، نه!
دست در دست غزلها، با خاطرات میروی،
همگام با بیوفایی، اما نه آبرومندانه!
هر کاری میخواهی بکن، جز کمین با زلفت،
التماست جالب فا میکنم، این یکی را شانه مزن، نه!
تو همان نسرین باغی، حرف پشتت بسیار است،
هیچکس هرگز پروانه من نخواهد شد، نه!
یا مرا بران، یا بخوان، یا بگو گم شوم،
هر جا بگویی میروم، اما از در میخانه، نه!
خوابهایم میدان دیوانهبازیهای توست،
یک لحظه، آیا در شب کاشانه غوغا نمیکنی؟
پایکوبان با هر غریبه و آشنا میروی،
با همه میخندی، اما با مطرب دیوانه، نه!؟
#میم_ابراهیم_حسینی
بازدید: 17 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بارش اشکهای عاشقانه
ای که حضورت ساخت بنر تبلیغاتی در دلم غوغایی برپا کرده، تا کجا از من دور شدهای؟ رد پایت در هر سو نمایان است و دریای غم تو مرا در خود...مسمط «حس مهر» با تضمین غزل سعدی
#مسمط- شماره ۲۳ بسمه اللطیف حس مهر تضمین غزل شماره ۱۷۰ دیوان سعدی شیرازی ۱ سحرگاهان خورشید قصد آسمان میکند و طلوع مهر از شکوه و جلال جان نشان میدهد. در...مراقبت از صدفهای نرگسی شعر
از هر سطر و کلمه شعرهایت با دقت مراقبت مود لاین کن؛ زیرا این اشعار، پلی هستند که دنیای درونی تو را به جهان بیرون پیوند میدهند. این مردمی که من...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر سعدی (16)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سعدی (25)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- اشعار شهریار (10)
- عبید زاکانی (8)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- مولانا (23)
- شعر (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- عشق (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.