تاریخ ارسال : ۲ دی ۱۴۰۴ ارسال دیدگاه
اسکله
اسکله
کمی که دقت میکردی حتما میفهمیدی عباس چرا حوصله ی اسکله رو نداشت؛
آخه قایق شون سوراخ شده بود و اونا لنگ مونده بودن
لایسنس نود۳۲ کی میخواست بره دریا و ماهی صید کنه البته اول باید قایق درست میشد
بابای پیر و بیمارش یا مادر ی که تو کار خونه مونده بود
عباس رفت سراغ کسی که بیاد و تعمیرش کنه اون قایق لعنتی رو
چیزی به شب نمونده بود و قایق بی روحی که رو دست عباس و خانواده اش مونده بود
غروب دلگیر اسکله و ماهیگیرهایی که با تور مشغول صید بودند
….
بازدید: 94 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...در خصوص شب یلدا
در خصوص شب یلدا شب یلدا یا شب چله یکی از اعیاد باستانی ایران می باشد. شب یلدا شب اول دیماه که درنیمکره شمالی طولانی ترین شب است. ایرانیان در زمان...برچسب ها
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- عبید زاکانی (8)
- شهریار (52)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- شعر سعدی (16)
- اشعار سعدی (20)
- مولانا (23)
- سعدی (25)
- صائب تبریزی (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار شهریار (10)
- شعر (10)
- وحشی بافقی (13)
- بیدل دهلوی (11)
دیدگاهها بسته شدهاند.