تاریخ ارسال : ۲ دی ۱۴۰۴ ارسال دیدگاه
اسکله
اسکله
کمی که دقت میکردی حتما میفهمیدی عباس چرا حوصله ی اسکله رو نداشت؛
آخه قایق شون سوراخ شده بود و اونا لنگ مونده بودن
لایسنس نود۳۲ کی میخواست بره دریا و ماهی صید کنه البته اول باید قایق درست میشد
بابای پیر و بیمارش یا مادر ی که تو کار خونه مونده بود
عباس رفت سراغ کسی که بیاد و تعمیرش کنه اون قایق لعنتی رو
چیزی به شب نمونده بود و قایق بی روحی که رو دست عباس و خانواده اش مونده بود
غروب دلگیر اسکله و ماهیگیرهایی که با تور مشغول صید بودند
….
بازدید: 322 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
آمدنم در مهرماه
مرا در ماه مهر به این دنیا آوردند تا چشمانم را به نظاره کوچ غریبانه قوهایی بگشایم که از فرمان خزان زودرس بالادستان میرفتند. آمدم تا اندوه پژمردن غنچهها دانلود فیلم...خون بیاورید، خلاص
من تشنه خون زندهام، خونی تازه که از رگ بریده حیات شره میکند. آیا سر بریدن گوسفندان را دیدهای؟ دیدهای که خون پامنا موبایل چگونه میجهد و پخش میشود و سطح...ﮔﺮﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﺎﻗﯽ ﻛﻪ ﺳﻮﺳﻴﺲ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ !
ﺍﯼ ﮔﻨﺪﻡ ﺧﻴﺲ ، ﺧﻮﺷﻪ ﯼ ﺗﺮ ﺍﯼ ﺳﺎﻗﻪ ﯼ ﺳﺒﺰ ، ﺭﻭﺡ ﺑﺮﺗﺮ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﯽ ﻭ ﻣﯽ ﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﻣﻦ ﺳﻴﻤﻴﻦ ﺗﻨﯽ ﻭ ﺑﻠﻮﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺠﻴﺐ ﺁﻫﻦ ﻭ ﻧﺎﻥ...باران سراسیمه
در پای نگاهت ، من ِ زنجیر ، چنانم باران سراسیمه ، که دلخسته ، روانم افتاده به گیسوی کمندت دل مجبور این جبر قشنگی ست، نخواهم برهانم پیوند من از...diag-img-8f4a
متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار (7)
- شعر شهریار (11)
- شعر سعدی (16)
- وحشی بافقی (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- اشعار شهریار (10)
- بیدل دهلوی (11)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- سعدی (25)
- شعر وحشی بافقی (8)
- سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
- مولانا (23)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
دیدگاهها بسته شدهاند.