تاریخ ارسال : ۱۹ مهر ۱۴۰۵ ارسال دیدگاه
بارش اشکهای عاشقانه
ای که حضورت ساخت بنر تبلیغاتی در دلم غوغایی برپا کرده، تا کجا از من دور شدهای؟
رد پایت در هر سو نمایان است و دریای غم تو مرا در خود غرق کرده است.
جز خیال دیدنت، هیچ دستاوردی نداشتهام؛ هیچ و هیچ.
پشت ابری که پیوسته در گذر است، در قفسی تنگ اسیرم و از خود بیخبر.
چشمان اشکبار و ناچیز من، شیفته تماشای غزلهای تو شدهاند.
با چه زبانی میتوانم این همه جنون و مشکلاتم را بیان کنم؟
شعر گفتن گناه نیست، کار بزرگی هم نیست؛ اما افسوس که عمری است به آن تمایل دارم.
از دور به دلتنگیام توجه کن؛ ای دوست، به خانهام بیا!
محال است که تیزی ابرویت قاتل من شود، این فقط خواب و خیال است!
از عمر بر باد رفته و روز و شبهای ناتمامم غافلم.
آه! چه خوب میشود اگر شبی بیایی و به این دل سودازدهام سر بزنی.
بازدید: 1 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مراقبت از صدفهای نرگسی شعر
از هر سطر و کلمه شعرهایت با دقت مراقبت مود لاین کن؛ زیرا این اشعار، پلی هستند که دنیای درونی تو را به جهان بیرون پیوند میدهند. این مردمی که من...آمدنم در مهرماه
مرا در ماه مهر به این دنیا آوردند تا چشمانم را به نظاره کوچ غریبانه قوهایی بگشایم که از فرمان خزان زودرس بالادستان میرفتند. آمدم تا اندوه پژمردن غنچهها دانلود فیلم...خون بیاورید، خلاص
من تشنه خون زندهام، خونی تازه که از رگ بریده حیات شره میکند. آیا سر بریدن گوسفندان را دیدهای؟ دیدهای که خون پامنا موبایل چگونه میجهد و پخش میشود و سطح...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- اشعار سعدی (20)
- بیدل دهلوی (11)
- عشق (13)
- صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- مولانا (23)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- سعدی (25)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار شهریار (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- وحشی بافقی (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
دیدگاهها بسته شدهاند.