تاریخ ارسال : ۸ مهر ۱۴۰۵ ارسال دیدگاه
منطق جنون
در شب پر آشوب عشق، چشمان تو مرا به خود خیره کرد.
قلب ساده و مشتاق من، در حصار جسمی که سهم تو نبود، شعلهور شد.
عقل من، با منطق جنون، بر دار سوخت و خاکستر شد.
شعر خواندم، اشک ریختم و سرانجام رسوا گشتم.
در مسیر رفتن تو، دستم به هر دیواری آویخت و سوخت.
پس از تو، هر لحظهام در انتظار مرگ گذشت.
در قمار تلخ سرنوشتی که اجباری شد، وجودم سوخت.
بیخبر از حال من رفتی، و شهر بیگناه
در پامنا موبایل برابر چشمان خستهی این عاشق تبدار، سوخت.
من همان بادی هستم که در چرخهی ویرانی گرفتار آمدهام.
عمر من در آتش عشقی که انکار شد، سوخت.
م.ایزد
پ.ن: (ترانه دلخون، م. ایزد)
بازدید: 103 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مسمط «حس مهر» با تضمین غزل سعدی
#مسمط- شماره ۲۳ بسمه اللطیف حس مهر تضمین غزل شماره ۱۷۰ دیوان سعدی شیرازی ۱ سحرگاهان خورشید قصد آسمان میکند و طلوع مهر از شکوه و جلال جان نشان میدهد. در...مراقبت از صدفهای نرگسی شعر
از هر سطر و کلمه شعرهایت با دقت مراقبت مود لاین کن؛ زیرا این اشعار، پلی هستند که دنیای درونی تو را به جهان بیرون پیوند میدهند. این مردمی که من...آمدنم در مهرماه
مرا در ماه مهر به این دنیا آوردند تا چشمانم را به نظاره کوچ غریبانه قوهایی بگشایم که از فرمان خزان زودرس بالادستان میرفتند. آمدم تا اندوه پژمردن غنچهها دانلود فیلم...خون بیاورید، خلاص
من تشنه خون زندهام، خونی تازه که از رگ بریده حیات شره میکند. آیا سر بریدن گوسفندان را دیدهای؟ دیدهای که خون پامنا موبایل چگونه میجهد و پخش میشود و سطح...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار سعدی (20)
- عبید زاکانی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- شعر شهریار (11)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار شهریار (10)
- شهریار (52)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر سعدی (16)
- سعدی (25)
- صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- مولانا (23)
با نظارت مستمر عملکرد ثبات بیشتری میدهد بک لینک کامنتی در مرحله اجرای کمپین تصمیم درست را فراموش نکنید
دیدگاهها بسته شدهاند.