تاریخ ارسال : ۴ تیر ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
آفرین خدای بر جانت – سعدی
آفرین خدای بر جانت
که چه شیرین لبست و دندانت
هر که را گم شدست یوسف دل
گو ببین در چه زنخدانت
فتنه در پارس بر نمیخیزد
مگر از چشمهای فتانت
سرو اگر نیز آمدی و شدی
نرسیدی بگرد جولانت
شب تو روز دیگران باشد
کآفتابست در شبستانت
تا کی ای بوستان روحانی
گله از دست بوستانبانت
بلبلانیم یک نفس بگذار
تا بنالیم در گلستانت
گر هزارم جفا و جور کنی
دوست دارم هزار چندانت
آزمودیم زور بازوی صبر
و آبگینست پیش سندانت
تو وفا گر کنی و گر نکنی
ما به آخر بریم پیمانت
مژده از من ستان به شادی وصل
گر بمیرم به درد هجرانت
سعدیا زنده عارفی باشی
گر برآید در این طلب جانت
بازدید: 1586 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
صدای خانه (روایتی از نبض پنهان خانواده)
صدای خانه (روایتی از نبض پنهان خانواده) آیا تا کنون به صدای خانهتان گوش دادهاید؟ نه صدای تلویزیون یا ماشین لباسشویی، بلکه صدای واقعی انسانها. آهنگی که فرزندتان زیر لب زمزمه...خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم)
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم) روز سیزدهم (رقابت فلاکت) تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا...چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و...در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در...اتاق بینهایت (بخش۱)
اتاق بینهایت (بخش۱) دخترک بار دیگر چشمهایش را بست و زیر لب همین چند جمله را نجوا کرد: ((چشمهایم را بستم شاید طور دیگری در خواب دیده باشم گوشهایم را شستم...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر وحشی بافقی (8)
- عشق (13)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار شهریار (10)
- مولانا (23)
- شعر شهریار (11)
- شعر (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سعدی (25)
- اشعار سعدی (20)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
دیدگاهها بسته شدهاند.