تاریخ ارسال : ۵ تیر ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری – شهریار
ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری
چه بلند بختی ای دل که به دوست راه داری
به شب سیاه عاشق چکند پری که شمعی است
تو فروغ ماه من شو که فروغ ماه داری
بگشای روی زیبا ز گناه آن میندیش
به خدا که کافرم من تو اگر گناه داری
من از آن سیاه دارم به غم تو روز روشن
که تو ماهی و تعلق به شب سیاه داری
تو اگر به هر نگاهی ببری هزارها دل
نرسد بدان نگارا که دلی نگاهداری
دگران روند تنها به مثل به قاضی اما
تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری
به چمن گلی که خواهد به تو ماند از وجاهت
تو اگر بخواهی ای گل کمش از گیاه داری
به سر تو شهریارا گذرد قیامت و باز
بازدید: 2560 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
قایقی روشن
در ذهن، نبردی عظیم از احساسات جریان دارد،در دنیایی نامحدود و در عین حال محدود.من که بسترگاهم جادههای شفق بود،چون قایقی نورانی، سرمست و پاک،به دوردستهای خیال میبرد،به دریایی از تصور...بند ناف دنیا
دنیا چقدر سخت و نفسگیره یه تورنُمنت که آخرش مرگه در دادگاهِ مبهمِ تقدیر پاییزِ عمرم ریزشِ برگه درگیرِ بندِ نافِ دنیاییم با پیچ و تابش تار میبافه هر حلقه از...رباعیات دلنشین
رباعی 🌻 ای عشق، مرا دوباره عاشق بنویس!با آینه ی درد، موافق بنویس ای عشق، برای من، اگر فرصت شداز داغ نگفته ی شقایق بنویس! ای مثلِ یک آهِ خسته؛ در...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار (7)
- بیدل دهلوی (11)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر شهریار (11)
- شعر (10)
- سعدی (25)
- سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار سعدی (20)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- عشق (13)
- شعر سعدی (16)
- وحشی بافقی (13)

دیدگاهها بسته شدهاند.