تاریخ ارسال : ۲۲ خرداد ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
نداد عشق گریبان به دست کس ما را – صائب تبریزی
نداد عشق گریبان به دست کس ما را
گرفت این می پرزور، چون عسس ما را
به گرد خاطر ما آرزو نمیگردید
لب تو ریخت به دل، رنگ صد هوس ما را
خراب حالی ما لشکری نمیخواهد
بس است آمدن و رفتن نفس ما را
تمام روز ازان همچو شمع خاموشیم
که خرج آه سحر میشود نفس ما را
غریب گشت چنان فکرهای ما صائب
که نیست چشم به تحسین هیچ کس ما را
صائب تبریزی

بازدید: 2417 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مسافر کهکشان
مسافر کهکشان مسافر کهکشان همین امروز به سفر دور بی بازگشتی می روم. همین امروز همه لحظه شادی ام و کمی نان دست پخت و یک ساعت شماته دار برمی دارم...آموزش و تمرین شعر
آموزش و تمرین شعر دوستان و همراهان سایت وزین شعر نو یکی از راه های کسب دانش و معرفت در شعر، آموزش مدام، تمرین و مطالعه است. بدون پشتکار نه شعرشناس...«تپش صفر و یک »
«تپش صفر و یک » شب ازنیمه گذشته و جهان در خوابی عمیق فرو رفته بود،امادر اتاق کوچک من، نبردی از جنس کلمات در جریان بود. تنها منبع نور، درخششِ سرد...برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...برچسب ها
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- بیدل دهلوی (11)
- شهریار (52)
- اشعار سعدی (20)
- صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- مولانا (23)
- سعدی (25)
- شعر شهریار (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- عبید زاکانی (8)
- وحشی بافقی (13)
دیدگاهها بسته شدهاند.