تاریخ ارسال : ۲۲ خرداد ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
نداد عشق گریبان به دست کس ما را – صائب تبریزی
نداد عشق گریبان به دست کس ما را
گرفت این می پرزور، چون عسس ما را
به گرد خاطر ما آرزو نمیگردید
لب تو ریخت به دل، رنگ صد هوس ما را
خراب حالی ما لشکری نمیخواهد
بس است آمدن و رفتن نفس ما را
تمام روز ازان همچو شمع خاموشیم
که خرج آه سحر میشود نفس ما را
غریب گشت چنان فکرهای ما صائب
که نیست چشم به تحسین هیچ کس ما را
صائب تبریزی

بازدید: 2504 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مراقبت از صدفهای نرگسی شعر
از هر سطر و کلمه شعرهایت با دقت مراقبت مود لاین کن؛ زیرا این اشعار، پلی هستند که دنیای درونی تو را به جهان بیرون پیوند میدهند. این مردمی که من...آمدنم در مهرماه
مرا در ماه مهر به این دنیا آوردند تا چشمانم را به نظاره کوچ غریبانه قوهایی بگشایم که از فرمان خزان زودرس بالادستان میرفتند. آمدم تا اندوه پژمردن غنچهها دانلود فیلم...خون بیاورید، خلاص
من تشنه خون زندهام، خونی تازه که از رگ بریده حیات شره میکند. آیا سر بریدن گوسفندان را دیدهای؟ دیدهای که خون پامنا موبایل چگونه میجهد و پخش میشود و سطح...ﮔﺮﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﺎﻗﯽ ﻛﻪ ﺳﻮﺳﻴﺲ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ !
ﺍﯼ ﮔﻨﺪﻡ ﺧﻴﺲ ، ﺧﻮﺷﻪ ﯼ ﺗﺮ ﺍﯼ ﺳﺎﻗﻪ ﯼ ﺳﺒﺰ ، ﺭﻭﺡ ﺑﺮﺗﺮ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﯽ ﻭ ﻣﯽ ﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﻣﻦ ﺳﻴﻤﻴﻦ ﺗﻨﯽ ﻭ ﺑﻠﻮﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺠﻴﺐ ﺁﻫﻦ ﻭ ﻧﺎﻥ...باران سراسیمه
در پای نگاهت ، من ِ زنجیر ، چنانم باران سراسیمه ، که دلخسته ، روانم افتاده به گیسوی کمندت دل مجبور این جبر قشنگی ست، نخواهم برهانم پیوند من از...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار سعدی (20)
- شعر شهریار (11)
- بیدل دهلوی (11)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
- صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- شهریار (52)
- مولانا (23)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- عبید زاکانی (8)
- شعر سعدی (16)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سعدی (25)
دیدگاهها بسته شدهاند.