تاریخ ارسال : ۲۲ خرداد ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
نداد عشق گریبان به دست کس ما را – صائب تبریزی
نداد عشق گریبان به دست کس ما را
گرفت این می پرزور، چون عسس ما را
به گرد خاطر ما آرزو نمیگردید
لب تو ریخت به دل، رنگ صد هوس ما را
خراب حالی ما لشکری نمیخواهد
بس است آمدن و رفتن نفس ما را
تمام روز ازان همچو شمع خاموشیم
که خرج آه سحر میشود نفس ما را
غریب گشت چنان فکرهای ما صائب
که نیست چشم به تحسین هیچ کس ما را
صائب تبریزی

بازدید: 2318 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مهمانی نور
مهمانی نور بنام خدا لایسنس نود ۳۲ پنجره اتاقم را باز کردم، نگاهی به آسمان انداختم، آرامش عجیبی سراپای وجودم را فرا گرفت. عمیق تر نگریستم دنیایی از زیبائی را در...دختران ایران!
دختران ایران! به نام خداوندگار گام هایت را آهسته بردار بانوی اصیل. چنان میدرخشی در میان دشت ها، لاله ها واژگونند از آن تو. چنان روییدنی از گام هایت پیداست که...شاعر که باشی
شاعر که باشی سارتر می گفت: هر چقدر که بدانی بیشتر زجر می کشی( به ویژه که بدانی و نتوانی حال آنکه دانستن هم خود اراده ای می خواهد ) .خب...برچسب ها
- وحشی بافقی (13)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- شعر (10)
- شعر سعدی (16)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار شهریار (10)
- سعدی (25)
- مولانا (23)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار صائب تبریزی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.