تاریخ ارسال : ۲۸ آبان ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
ای آمده از عالم روحانی تفت – خیام نیشابوری
ای آمده از عالم روحانی تفت
حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
می نوش ندانی ز کجا آمدهای
خوش باش ندانی بکجا خواهی رفت
خیام نیشابوری
…………………….
ایدل چو زمانه میکند غمناکت
ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
زان پیش که سبزه بردمد از خاکت
خیام
………………..
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت
هر کس سخنی از سر سودا گفتند
زآن روی که هست کس نمیداند گفت
خیام نیشابوری
بازدید: 2305 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر شهریار (11)
- عبید زاکانی (8)
- سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- شهریار (52)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار (7)
- وحشی بافقی (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- شعر (10)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- سعدی (25)
- صائب تبریزی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر سعدی (16)
- اشعار سعدی (20)
دیدگاهها بسته شدهاند.