بعد هزار انتظار این فلک بی وفا – محتشم کاشانی
محتشم کاشانی بعد هزار انتظار این فلک بی وفا شهد وصالم چشاند زهر فراق از قفا وه که ز کین میکند هر بدو روزم سپهر با تو به زحمت قرین وز...یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم – شهریار
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز من بیچاره همان عاشق خونین...شعر من زنم – سیمین دانشور
من زنم … با دست هایی که دیگر دل خوش به النگو هایی نیست که زرق و برقش شخصیتم باشد من زنم و به همان اندازه از هوا سهم می برم...برچسب ها
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- سعدی (25)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر سعدی (16)
- شهریار (52)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- شعر شهریار (11)
- صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- عشق (13)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار سعدی (20)
- مولانا (23)