تن آدمی شریف است، به جان آدمیت – سعدی
تن آدمی شریف است، به جان آدمیت نه همین لباس زیباست، نشان آدمیت تن آدمی شریف است، به جان آدمیت نه همین لباس زیباست، نشان آدمیت اگر آدمی به چشم است...جملات حکیمانه از سعدی
نفس پرور، هنروری نیاید و بی هنر، سروری را نشاید. سعدی دنیا نیرزد به آنکه پریشان کنی دلی. سعدی همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال. سعدی مشک...خوشا کسی که زعشقش دمی رهائی نیست – عبید زاکانی
خوشا کسی که زعشقش دمی رهائی نیست غمش ز رندی و میلش به پارسائی نیست دل رمیدهی شوریدگان رسوائی شکستهایست که در بند مومیائی نیست ز فکر دنیی و عقبی فراغتی...بیداد رفت لاله بر باد رفته را – شهریار
بیداد رفت لاله بر باد رفته را یا رب خزان چه بود بهار شکفته را هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید نو کرد داغ ماتم یاران رفته را...نفس پرور، هنروری نیاید و بی هنر، سروری را نشاید – سعدی
نفس پرور، هنروری نیاید و بی هنر، سروری را نشاید. سعدی دنیا نیرزد به آنکه پریشان کنی دلی. سعدی همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال. سعدی مشک...شوریده کرد شیوهی آن نازنین مرا – عبید زاکانی
شوریده کرد شوریده کرد شیوهی آن نازنین مرا عشقش خلاص داد ز دنیا و دین مرا غم همنشین من شد و من همنشین غم تا خود چها رسد ز چنین همنشین...پیرزنی را ستمی درگرفت – نظامی گنجوی
پیرزنی را ستمی درگرفت دست زد و دامن سنجر گرفت کای ملک آزرم تو کم دیدهام وز تو همه ساله ستم دیدهام شحنه مست آمده در کوی من زد لگدی چند...دلربایانه دگر بر سرِ ناز آمدهای – صائب تبریزی
دلربایانه دگر بر سرِ ناز آمدهای از دلِ من چه بهجا مانده که باز آمدهای؟ در بغل شیشه و در دست قدح، در بر چنگ چشم بد دور که بسیار بساز...صبا به شوق در ایوان شهریار آمد – شهریار
صبا به شوق در ایوان شهریار آمد که خیز و سر به در از دخمه کن بهار آمد ز زلف زرکش خورشید بند سیم سه تار که پرده های شب تیره...برچسب ها
- بیدل دهلوی (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- شعر شهریار (11)
- سعدی (25)
- مولانا (23)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- وحشی بافقی (13)
- عبید زاکانی (8)
- سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- شهریار (52)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- اشعار وحشی بافقی (10)