تاریخ ارسال : ۱۱ مرداد ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
خوشا کسی که زعشقش دمی رهائی نیست – عبید زاکانی
خوشا کسی که زعشقش دمی رهائی نیست
غمش ز رندی و میلش به پارسائی نیست
دل رمیدهی شوریدگان رسوائی
شکستهایست که در بند مومیائی نیست
ز فکر دنیی و عقبی فراغتی دارد
خداشناس که با خلقش آشنائی نیست
غلام همت درویش قانعم کو را
سر بزرگی و سودای پادشاهی نیست
مراد خود مطلب هر زمان ز حضرت حق
که بر در کرمش حاجت گدائی نیست
به کنج عزلت از آنروی گشتهام خرسند
که دیگرم هوس صحبت ریائی نیست
قلندریست مجرد عبید زاکانی
حریف خواجگی و مرد کدخدائی نیست
عبید زاکانی

بازدید: 1547 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- اشعار صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار سعدی (20)
- سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- اشعار شهریار (10)
- شعر (10)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر وحشی بافقی (8)
- صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- وحشی بافقی (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- سعدی (25)
- شعر سعدی (16)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- عبید زاکانی (8)
دیدگاهها بسته شدهاند.