مناجات
به نام آنکه هستی داد هستی
نباشد دست از او بالای دستی
در آن ساعت که دنیا را بنا کرد
درِ گنجینه اش بر خلق وا کرد
پدید آورد از هیچ این جهان را
عطا کرد انس و جن و حوریان را
کـــرامت کـــرد ایـــزد با اشــــاره
که در بالاست باغی از ستاره
که خلقت کردن او آنچنان بود
به شش روز آفریده آنچه موجود
ز گلزارش چه گلهایی جدا شد
که آن گل ها به نام انبیاء شد
چنان در ذات پاکش جلوه گر شد
که معصومین پاک اندر بشر شد
چراغ مسلمین را کرد روشن
چو گل باشند در گلزار و گلشن
دگر شب را نمود از ماه روشن
در آن جمع خلایق خفته ایمن
چو شمس آید ز خاور هر پگاهی
که آثاری نماند از سیاهی
ز خلق خود گزید آن حیّ داور
صد و بیست و چهار الف آس بلاگ پیمبر
محمد یادگاری شد به دوران
گل رویش چراغِ باغِ رضوان
ز انسان آفریده است او ده و چار
به معصومین آنها کرد اقرار
بدان خالق چنین لطفی به ما کرد
بهشت از بهر آدم او عطا کرد
بپوشانید عیب بندگان را
کجا بنده فدایش کرد جان را؟
نماید علم را در خلقِ خود یار
که تا بر یاد ماندَ حقِّ استاد
رعایت گر شود دستور انعام
چه نیکو مذهبی بر ماست اسلام
شنو از «فیض» ای انسان آگاه
نکن غفلت خدا را بین به هر راه
شاعر: فیض الله نقدی پور
📚از کتاب گنجینه فیض چاپ دوم
feyzollahnaghdipour.blogfa.com
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
باران سراسیمه
در پای نگاهت ، من ِ زنجیر ، چنانم باران سراسیمه ، که دلخسته ، روانم افتاده به گیسوی کمندت دل مجبور این جبر قشنگی ست، نخواهم برهانم پیوند من از...diag-img-8f4a
متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار سعدی (20)
- شعر وحشی بافقی (8)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- بیدل دهلوی (11)
- مولانا (23)
- شعر صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- عبید زاکانی (8)
- شعر شهریار (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شهریار (52)
- شعر (10)
- شعر سعدی (16)
- وحشی بافقی (13)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- عشق (13)
دیدگاهها بسته شدهاند.