به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است
که سکوت اش صدا ی در می داد
دست گیج ام دریچه را تا بست
بختکی روی صورت ام افتاد
بختک نا نجیب الفاظ است
یک سری واژه ی جنایت کار
قاتلی که به دست من پیوست
مست و لا یعقل و جهنم دار ؛
– به جهنم که در ولایت تان
هیچ کس شعر نو نمی خواند
به جهنم که طبق عادت تان
هیچ عشقی به جا نمی ماند
به جهنم که این جهنم را
خاور بی میانه نامیدند
اسم تاریخی جهان ام را
نقشه ها ی شما نمی دیدند
به جهنم که در بهشت شما
خانه ها شکل قصر شیرین اند
تیشه ها روی دوش طاقت ما
خود شیرین در آن سر چین اند
به جهنم که جا ی ما خیس است
از هبوط شبانه ی موشک
ارتش ام حافظ نوامیس است
گر چه با اف چاهار مستهلک
روی چشم سپاه ابرو نیست
روی ابرو ؟! کسی نمی داند
صاحب اش بین ابرها می زیست
( کسی این بند را نمی خواند )
به جهنم کسی نمی داند
که کجا ی جهنم این شکلی ست
کشتی مرگ را نمی راند
ناخدا یی که اهل این جا نیست
سند ش را به اسم ما زده است
خود پروردگار الرحمن
در حضور فرشته ها زده است
مهر خورشید زیر این فرمان
به جهنم که جای تان تنگ است
در صف مرغ و شیر ارگانیک
یا که خلق خدا ی تان تنگ است
در جدال حریف خوش تکنیک
به جهنم که جای خوب اش هم
قسمت غاصبان محترم است
یا حرم های نقره کوب اش هم
از طلاها ی ما به هم پیوست
به جهنم که حال مان خوش نیست
ما که ذاتا کلاه بر داریم
اسم این کار اگر توحش نیست
ما فقط طاقت پسر داریم
به جهنم که آدم از اول
نظر بد به سیب حوا داشت
دست قابیل هم که زد تاول
از کلاغی که در زمین اش کاشت
به جهنم که چای ایرانی
مزه ی گریه ی خزر می داد
یا که قالیچه های کرمانی
زیر پای ملخ خوران افتاد
به جهنم که درد گرما را
هیچ درمان بی شعور ی نیست
یا زمستان منگ ما ها را
برف و باران گربه شور ی نیست
به جهنم که حق ما دار است
ولی از نوع گریه دار ش هم
ملت ما همیشه هوشیار است
بالاخص در زمینه ی ماتم
به جهنم که جای پروانه
به سر گاو شاخ تر دادند
کاهنان علوم بیگانه
به خدا وعده پسر دادند
به جهنم که جای اقیانوس
سهم ما رودخانه ی قم شد
جای برج قدیمی فانوس
کوره پز خانه سهم مردم شد
به جهنم که در گلو ی من
یک جهان بغض تر سکونت داشت
پشت مردان رو به رو ی من
کودکی در به در سکونت داشت
به جهنم که وقت تان کم بود
موقع چیدن گل از بستان
ولی اوقات تان منظم بود
وقت ولگرد ی مجازی تان
به جهنم که من گرفتار م
به دلی که همیشه می سوزد
که رفیقان دل شکن دارم
که لب ام را تبر نمی دوزد
به جهنم که رأی مجلس را
نوحه خوان های محترم دادند
حکم قتل امام ثالث را
این عزیزان با جنم دادند
به جهنم که مثل یک من ماست
دارد از پا می افتد این دیوار
و همین که هنوز پا بر جاست
بس که رو دارد این تن بی عار
به جهنم که جا ی گیسو ی اش
غصه این سینه را قرق کرده
یا به جا ی کمان ابرو ی اش
سر خاک ام مسلسل آورده
به جهنم که نفت ملت را
جای موشک به خلق چین دادند
یا که پروانه ها ی غارت را
به ملخ تون بلاگ ها ی خوش نشین دادند
به جهنم که در جهنم هم
هیچ جایی برای ما ها نیست
که تمام جهنم اعظم
گوشه ای از جهان ایرانی ست
یه جهنم که بخت تان برگشت
مثل چک های طرح صیاد ی
روی ماه شما معطر گشت
با فضولات برج میلاد ی
به جهنم که آسمان آبی ست
خارج از مرز خالی از خطرات
در بلاد ی که جای مؤمن نیست
به جز اولاد صالح حضرات
به جهنم که بار ما کج نیست
مثل نسل نو ی ترازو ها
مثل کسر ی که جای مخرج نیست
هیچ صفر ی شبیه ثروت ما …
به جهنم که باز فردا شد
روز تقسیم سهم بیت المال
سهم مجنون نصیب لیلی شد
بر اساس تورم امسال
به جهنم که کیک ما زرد است
وسط ش هسته ی هلو دارد
پاسخ دشمنان نامرد است
کیک ما قصد گفت و گو دارد
به جهنم که ناخدا خورشید
عاشق خاک سر زمینی شد
که در آب اش شهود مروارید
قسمت شاعران چینی شد
۲۴ تیر ماه ۱۴۰۵
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
حرف های جنگ
هنوز حرفهای جنگ را تفنگ ترجمه میکند و خندههای کبوتران را صلح اما تو درمیانِ این همه صدای شکسته آرامشی هستی که جهان هنوز نتوانسته ویرانش کند دستهایت را دوست دارم...صدای خانه (روایتی از نبض پنهان خانواده)
صدای خانه (روایتی از نبض پنهان خانواده) آیا تا کنون به صدای خانهتان گوش دادهاید؟ نه صدای تلویزیون یا ماشین لباسشویی، بلکه صدای واقعی انسانها. آهنگی که فرزندتان زیر لب زمزمه...خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم)
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم) روز سیزدهم (رقابت فلاکت) تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا...چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و...در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- وحشی بافقی (13)
- شهریار (52)
- سعدی (25)
- اشعار شهریار (10)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سعدی (20)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر سعدی (16)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- عبید زاکانی (8)
- عشق (13)
- مولانا (23)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- شعر (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.