تاریخ ارسال : ۵ شهریور ۱۴۰۵ ارسال دیدگاه
بند ناف دنیا
دنیا چقدر سخت و نفسگیره
یه تورنُمنت که آخرش مرگه
در دادگاهِ مبهمِ تقدیر
پاییزِ عمرم ریزشِ برگه
درگیرِ بندِ نافِ دنیاییم
با پیچ و تابش تار میبافه
هر حلقه از این بندِ پُر آشوب
بر دیده ها دیوار میبافه
سرگرمِ بازیهایِ بیمعنا
شد غفلتِ ما، بندِ نا جوری
دل بستنا هر جا که بیشتر شد
تشکیل میشه حلقهیِ کوری
دیگه نمیشه دل به چیزی بست
بندی که جانِ بی نهایت بود
انگار نقشِش رو عوض کرده
این بار زنجیر اسارت بود
دل رو به دستِ وعدهها دادیم
دنیا به جایِ عشق غم بخشید
بین هیاهوی منو و دیوار
یه سایه موند و با خودش جنگید
در دفترِ قانونِ این ایام
حکمِ تو تنها خطِ آزادیست
وقتی جهان زندانِ بیرحمِ
آغوشِ تو بازی آمیرزا مرحله معنایِ آبادیست
پایانِ این قصه توو آغازِ
پروازِ من بعد از اسارت بود
وقتی که توو آغوشِ تو مُردم
اونجا شروعِ بی نهایت بود
بازدید: 6 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
گهواره پر تلاطم
این جهان برایم گهوارهای پر تلاطم بود تجربیات تلخ و شیرین داشتم، اما همه چون رؤیا گذشت به خاطر دارم شهری را که در خواب دیدم، با مردمان بیشمار ولی خرید...مجموعهای از اشعار کوتاه
سلام و وقت بخیر در ادامه، چند شعر کوتاه از زانا کوردستانی را میخوانیم: (۱)کلاغها به مزرعه بازگشتنددر غروبی تیره و تار،بر سر و شانههای مترسک نشستهاندبیاعتنا به فریاد اعتراضآمیز کشاورز.آنها...ماجرای حسین
عرش الهی در غم حسین (ع) ماتمزده است و زمین در عزای او اشک میریزد. قلب زمین از ندای «هل من ناصر ینصرنی» او شکست و آسمان وفایی بهتر از وفای...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار صائب تبریزی (10)
- وحشی بافقی (13)
- شعر شهریار (11)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار (7)
- شهریار (52)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- شعر سعدی (16)
- عشق (13)
- اشعار سعدی (20)
- شعر وحشی بافقی (8)
- سعدی (25)
- اشعار شهریار (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.