تاریخ ارسال : ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ ارسال دیدگاه
سکوت
شکستهتر شده در شهر، اعتبارِ سکوت
دوباره همهمهای خفته در حصارِ سکوت
به نانِ گندمِ ایمان، هجومِ تاول خورد
جماعتی شده درگیرِ انتحارِ سکوت
شبی که سفرهٔ خالی، به سفرهچی میگفت:
ببر به حجلهٔ تردید، شاهوارِ سکوت!
کدام دست، تبر را به نوبهاران داد؟
که سهمِ شاخه نشد، غیرِ انکسارِ سکوت
عدالت است که ایرونی سنتر بر دارِ واژهها مصلوب
و یا منم که دویدم در انتظارِ سکوت؟
میانِ اینهمه تزویر، زنده باید ماند
به تیغِ واژه دریدیم، پود و تارِ سکوت
مگو که راهِ رهایی، دعایِ زیرِ لب است
که کفر میچکد از چشمِ داغدارِ سکوت
نفس ببر که در این عصرِ سنگ و آهن و دود
شکستِ آینه زیباست، در مزارِ سکوت…
✍🏻 زهرا عبدی ” دیبا ”
─━━━━⊱بانوی مازندران⊰━━━━━─
بازدید: 226 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
باران سراسیمه
در پای نگاهت ، من ِ زنجیر ، چنانم باران سراسیمه ، که دلخسته ، روانم افتاده به گیسوی کمندت دل مجبور این جبر قشنگی ست، نخواهم برهانم پیوند من از...diag-img-8f4a
متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر شهریار (11)
- شعر (10)
- عشق (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شهریار (52)
- شعر صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر سعدی (16)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- عبید زاکانی (8)
- مولانا (23)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار (7)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار صائب تبریزی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.