تاریخ ارسال : ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ ارسال دیدگاه
ماجرای حسین
عرش الهی در غم حسین (ع) ماتمزده است و زمین در عزای او اشک میریزد.
قلب زمین از ندای «هل من ناصر ینصرنی» او شکست و آسمان وفایی بهتر از وفای او به خود ندیده است.
سرش جدا شد و بر نیزهها لبش به سخن گشود؛ یقین دارم که دعای او به ما خواهد رسید.
هیچ چشمی توان نگهداشتن اشک ندارد، برای عاشقی که دلش در رثای حسین (ع) جا مانده است.
زمان و تمام هستی عزادارند؛ حتی خداوند بر سر بیجسم و جان حسین (ع) گریست.
دستانم برای روز مبادا پر است، زیرا در دو جهان سخاوتی بهتر از سخاوت حسین (ع) نیست.
خوشا به حال کسی که دلش حسینی شد و نامهاش از کربلای حسین (ع) رسید.
همیشه نام #حسین بر زبانها جاری است و ماجرای حسین (ع) بر دل جالبفا و جانها نقش بسته است.
#رویا_احمدی(آلما)
۱۴۰۵/۴/۵
بازدید: 320 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
ﮔﺮﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﺎﻗﯽ ﻛﻪ ﺳﻮﺳﻴﺲ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ !
ﺍﯼ ﮔﻨﺪﻡ ﺧﻴﺲ ، ﺧﻮﺷﻪ ﯼ ﺗﺮ ﺍﯼ ﺳﺎﻗﻪ ﯼ ﺳﺒﺰ ، ﺭﻭﺡ ﺑﺮﺗﺮ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﯽ ﻭ ﻣﯽ ﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﻣﻦ ﺳﻴﻤﻴﻦ ﺗﻨﯽ ﻭ ﺑﻠﻮﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺠﻴﺐ ﺁﻫﻦ ﻭ ﻧﺎﻥ...باران سراسیمه
در پای نگاهت ، من ِ زنجیر ، چنانم باران سراسیمه ، که دلخسته ، روانم افتاده به گیسوی کمندت دل مجبور این جبر قشنگی ست، نخواهم برهانم پیوند من از...diag-img-8f4a
متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن آزمایشی شعر و ادبیات. متن...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار سعدی (20)
- شهریار (52)
- عبید زاکانی (8)
- سعدی (25)
- شعر صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- مولانا (23)
- وحشی بافقی (13)
- شعر (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- عشق (13)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر سعدی (16)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.