معراج پیامبر در اشعار
عطار نیشابوری، سفر معراج را سفری روحانی می داند آن جا که می گوید:
چه گویم من در آن حضرت که چون بود
که آن دم از وجود خود برون بود
در آن قربت، دلش پرموج اسرار
وزان دهشت، زفانش رفتْ از کار
چو گل، برگ حیا خو کرده جانش
خیال وهم را پی کرده جانش
با این حال، عطار نیز عقیده دارد که پیامبر خدا را دیده است:
ز حسْ بُگذشت، وَز جان هم گذر کرد
چو بی خود شد ز خود در حق نظر کرد
همی چندان که چشمش کار می کرد
دلش در چشم او دیدار می کرد
عطار، «اسرارنامه»
وحشی بافقی، نظری غیر از نظر شاعران دیگر دارد. او چون شیعه است و همچون شیعیان دیگر، معتقد است که خدا با چشم سر دیده نمی شود، از عبارت دیدن خدا در شعرش استفاده نکرده است و آن لحظه را این گونه توصیف می کند:
عماری دار شد رفرف وز آن جای
به صحن بارگاه قدس زدْ پای
تویی برقع برافکند از میانه
دویی شد محو وحدت جاودانه
زبان بی زبانی را ز سر کرد
به گوش جان، دلش بشنید و بر کرد
در آن خلوت که آن جا گم شود هوش
نکرد از جمع گم نامان فراموش
وحشی، «فرهاد و شیرین»
همچنین وحشی بافقی، در مثنوی ناظر و منظور، به این مطلب اشاره می کند و نشان می دهد که دیداری در کار نبوده است. این نظر با نظر شاعران دیگر – که بیشتر آنها پیش از قرن هشتم می زیستند –، در تضاد است.
جهت را پرده زد در زیر پا شَق
به نور قرب، واصل گشت مطلق
فضایی دید از اغیار، خالی
بری از جنس هر سفلی و عالی
محلْ نابوده اندر وی محل را
ابد همدم در آن وادی ازل را
شنید از هر دری آن مطلع نور
حکایت ها ز امداد زبان، دور
وحشی، «ناظر و منظور»
در آن جای، کاندیشه تا دیده جای
درود از محمّد، قبول از خدای
کلامی که بی آلتْ آمد شنید
لقایی که آن دیدنی بود دید
چنان دید کز حضرت ذوالجلال
نه زان سو جهتْ بد، نه زین سو خیال
نظامی، «شرف نامه»
در ایه اوّل سوره اسرا آمده است: «پاک و منزّه است خدایی که شبی بنده خود، محمّد(ص) را از مسجد حرام، به مسجد اقصا – که پیرامونش مبارک و پر نعمت ساخت – سیر داد تا ایات و اسرار غیب خود را به او بنماید».
با توجّه به این ایه، هدف از معراج، مشخص است: «دیدن نشانه های خدا و اسرار غیبی» که عده ای هم به این مهم پرداخته اند.
حق شب اسری چو داد، بار محمّد
از همه بالا گرفت کار محمّد
گوهر اسرار ذات و مخزن اسما
کرد در آن تیره شب، نثار محمّد
جامی، «فاتحه الشباب»
چو در نُه پرده نیلی سفر کرد
ورای پرده غیبی گذر کرد
عطار، «اسرارنامه»
پیامبر اعظم، در سفر آسمانی اش تنها نبود، بلکه جبرئیل امین نیز او را همراهی می کرد. این همراهی، تا انتها صورت نگرفت و به میانه راه که رسیدند، جبرئیل، از همراهی با پیامبر بازماند. شاعران هم به این اتّفاق، به زیبایی اشاره کرده اند و این، نشانگر عظمت انسان در پیش گاه خداوند است.
گذر بر منتهای سدره فرمود
به سدره، جبرئیلش کرد بدرود
وحشی، «فرهاد و شیرین»
نهم گردون شد از پایش سرافراز
کشیدش اطلسِ خود، پای انداز
چو پیش همرهان رفتند از دست
به میکائیل و اسرافیلْ پیوست
وحشی، «ناظر و منظور»
چنان از پیشگه روشن شد آن نور
که روح القدس، بیرون ماند از دور
چو روشن شد ز نور حق حوالی
فغان برداشتْ روح القدس حالی
که ای سید! اگر ایم فراتر
بسوزد بیش از این پرتو مرا پر
عطار، «اسرارنامه»
در آن راه بیراه از آوارگی
همش بار مانده، همش بارگی
پر جبرئیل از رهش ریخته
سرافیل از آن صدمه بگریخته
نظامی، «شرف نامه»
همسفرانش سپر انداختند
بالْ شکستند و پَر انداختند
پرده نشینان که درش داشتند
هودج او یک تنه بگذاشتند
رفتْ بدان راه که همره نبود
این قدمش زان قدمْ آگه نبود
نظامی، «مخزن الأسرار»
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
صدای خانه (روایتی از نبض پنهان خانواده)
صدای خانه (روایتی از نبض پنهان خانواده) آیا تا کنون به صدای خانهتان گوش دادهاید؟ نه صدای تلویزیون یا ماشین لباسشویی، بلکه صدای واقعی انسانها. آهنگی که فرزندتان زیر لب زمزمه...خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم)
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم) روز سیزدهم (رقابت فلاکت) تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا...چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و...در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در...اتاق بینهایت (بخش۱)
اتاق بینهایت (بخش۱) دخترک بار دیگر چشمهایش را بست و زیر لب همین چند جمله را نجوا کرد: ((چشمهایم را بستم شاید طور دیگری در خواب دیده باشم گوشهایم را شستم...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر سعدی (16)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- شعر شهریار (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- بیدل دهلوی (11)
- عبید زاکانی (8)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- اشعار شهریار (10)
- وحشی بافقی (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- شعر (10)
- عشق (13)
- شهریار (52)
دیدگاهها بسته شدهاند.