تاریخ ارسال : ۱۸ مرداد ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
تن آدمی شریف است، به جان آدمیت – سعدی
تن آدمی شریف است، به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست، نشان آدمیت
تن آدمی شریف است، به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست، نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت؟
خور و خواب و خشم و شهوت، شغب است و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
به حقیقت آدمی باش، وگرنه مرغ باشد
که همی سخن بگوید، به زبان آدمیت
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی؟
که فرشته ره ندارد، به مقام آدمیت
اگر این درندهخویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی، به روان آدمیت
رسد آدمی به جایی، که بجز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است، مکان آدمیت
طیَران مرغ دیدی؟ تو ز پایبند شهوت
به در آی تا ببینی، َطیَران آدمیت
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم، بیان آدمیت
سعدی
بازدید: 2434 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر شهریار (11)
- شهریار (52)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر وحشی بافقی (8)
- مولانا (23)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر سعدی (16)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار (7)
- وحشی بافقی (13)
- عشق (13)
- شعر (10)
- سعدی (25)
- شعر صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.