تاریخ ارسال : ۲۶ دی ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
گرچه دوری میکنم بی صبر و آرامم هنوز – وحشی بافقی
گرچه دوری میکنم بی صبر و آرامم هنوز
مینمایم اینچنین وحشی ولی رامم هنوز
باورش می آید از من دعوی وارستگی
خود نمیداند که چون آورده در دامم هنوز
اول عشق و مرا صد نقش و حیرت در ضمیر
این خود آغازست تا خود چیست انجامم هنوز
من به صد لطف از تو ناخرسند و محروم این زمان
از لبت آورده صد دشنام پیغامم هنوز
صبح و شام از پی دوانم روز تا شب منتظر
همرهی با او میسر نیست یک گامم هنوز
من سراپا گوش کاینک میگشاید لب به عذر
او خود اکنون رنجه میدارد به دشنامم هنوز
“وحشی” این پیمانه نستانی که زهر قاتل است
باورت گر نیست دردی هست در جانم هنوز
وحشی بافقی

بازدید: 2272 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر شهریار (11)
- شعر سعدی (16)
- اشعار شهریار (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار (7)
- سعدی (25)
- صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- عشق (13)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- شهریار (52)
- شعر (10)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- بیدل دهلوی (11)
دیدگاهها بسته شدهاند.