تاریخ ارسال : ۲۷ آذر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
قومی ز خیال در غرور افتادند – ابوسعید ابوالخیر
قومی ز خیال در غرور افتادند
و ندر طلب حور و قصور افتادند
قومی متشککند و قومی به یقین
از کوی تو دور دور دور افتادند
ابوسعید ابوالخیر
بازدید: 1403 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- سعدی (25)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- شهریار (52)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار (7)
- شعر شهریار (11)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر سعدی (16)
- عبید زاکانی (8)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- شعر (10)
- وحشی بافقی (13)
- سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.