تاریخ ارسال : ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ ارسال دیدگاه
چه نزدیک است جان تو به جانم – مولانا
چه نزدیک است جان تو به جانم
که هر چیزی که اندیشی بدانم
از این نزدیکتر دارم نشانی
بیا نزدیک و بنگر در نشانم
به درویشی بیا اندر میانه
مکن شوخی مگو کاندر میانم
میان خانهات همچون ستونم
ز بامت سرفرو چون ناودانم
منم همراز تو در حشر و در نشر
نه چون یاران دنیا میزبانم
میان بزم تو گردان چو خمرم
گه رزم تو سابق چون سنانم
اگر چون برق مردن پیشه سازم
چو برق خوبی تو بیزبانم
همیشه سرخوشم فرقی نباشد
اگر من جان دهم یا جان ستانم
به تو گر جان دهم باشد تجارت
که بدهی به هر جانی صد جهانم
در این خانه هزاران مرده بیش اند
تو بنشسته که اینک خان و مانم
یکی کف خاک گوید زلف بودم
یکی کف خاک گوید استخوانم
شوی حیران و ناگه عشق آید
که پیشم آ که زنده جاودانم
بکش در بر بر سیمین ما را
که از خویشت همین دم وارهانم
خمش کن خسروا هم گو ز شیرین
ز شیرینی همیسوزد دهانم
چه نزدیک است جان تو به جانم چه نزدیک است جان توبه جانم که هر چیزی عکس چه نزدیک است جان تو به جانم عکس نوشته چه نزدیک است جان تو به جانم
بازدید: 1692 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار وحشی بافقی (10)
- مولانا (23)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار (7)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار شهریار (10)
- بیدل دهلوی (11)
- سیمین بهبهانی (7)
- عبید زاکانی (8)
- سعدی (25)
- شعر سعدی (16)
- شهریار (52)
- شعر (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- عشق (13)
- شعر صائب تبریزی (10)
- صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.