متن شعر ایران ای سرای امید
شعر ایران ای سرای امید که در حقیقت تصنیف سپیده نام دارد؛ عنوان یکی از تصنیفهای ساختهشده توسط محمدرضا لطفی است. شعر این تصنیف توسط هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه) سروده شده و برای اولین بار با صدای محمدرضا شجریان ساخته شد. در ادامه جزئیات این شعر و قطعه ساخته شده از آن، همچنین متن کامل شعر را خواهید خواند. اگر به شعرهای وطن دوستانه علاقه دارید، شعر ای ایران را هم بخوانید.

لیست عناوین
ساخت تصنیف ایران ای سرای امید
این تصنیف، در روزهای نخست انقلاب ۱۳۵۷ ایران ساخته شد. محمدرضا لطفی درباره ساخت این قطعه میگوید: «تصنیف سپیده دیرتر از مقدمه آن ساخته شده است. چند ماه پیش از نخستین کنسرت این اثر، وقتی به منزل سایه رفتم و با سهتار، آهنگ تصنیف را برای او نواختم علاقهمند شد که شعر آن را بسراید. خواهش کردم هر چه زودتر اقدام کند چون کنسرت در راه بود و بدون این تصنیف، کارمان ناقص میماند. کار سرودن شعر طولانی شد و من نگران بودم، تا این که یک هفته مانده به اجرای کنسرت شعر آماده شد و من آن را نزد شجریان بردم».
بنابر گفته لطفی، خودش آن را در شب پیروزی انقلاب ایران به رادیو برد و آن را پخش کرد. این تصنیف که در دستگاه ماهور ساخته شده، در آلبوم چاووش ۶ پخش شد که آن آلبوم امروزه با نام سپیده در دسترس میباشد.

اجراهای مختلف ایران ای سرای امید
همانطور که عنوان شد، نسخه اصلی و ابتدایی این اثر در همان سال ۵۷ در دستگاه ماهور ساخته شد و توسط «محمدرضا شجریان» اجرا شد. نخستین بار در دانشگاه ملی با حضور اعضای گروه چاووش که عبارت بودند از: محمدرضا لطفی، تار؛ عبدالنقی افشارنیا، نی؛ پشنگ کامکار، سنتور؛ یدالله طلوعی، تار؛ اسماعیل صدقیآسا، عود؛ بیژن کامکار، رباب؛ مجید درخشانی، تارباس؛ هادی منتظری، کمانچه و ارژنگ کامکار، تمبک اجرا شد.
چند سال بعد در کنسرتهای گروه چاووش، استاد «شهرام ناظری» جوان همراه شد و این قطعه را با سبک خودش و اندکی تغییر در اجرا خواند.
پس از بازگشت استاد محمدرضا لطفی به ایران، در دهه هشتاد، «محمد معتمدی» این اثر جاودانه را به تقلید از شجریان اجرا کرد. لطفی به عنوان آهنگ ساز اثر، آن را در یکی از کنسرتهایش با صدای محمد معتمدی اجرا و در قالب آلبومی تصویری منتشر کرد.

متن شعر ایران ای سرای امید از هوشنگ ابتهاج
ایران ای سرای امید
بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پرخون
خورشیدی خجسته رسید
اگر چه دلها پرخون است
شکوه شادی افزون است
سپیده ما گلگون است، وای گلگون است
که دست دشمن در خون است
ای ایران غمت مرساد
جاویدان شکوه تو باد
راه ما، راه حق، راه بهروزی است
اتحاد، اتحاد، رمز پیروزی است
صلح و آزادی جاودانه
در همه جهان خوش باد
یادگار خون عاشقان، ای بهار
ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر شهریار (11)
- مولانا (23)
- سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سعدی (25)
- عشق (13)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار سعدی (20)
- بیدل دهلوی (11)
- شهریار (52)
- شعر سعدی (16)
- اشعار (7)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.