به سایت "شعر و ادب" خوش آمدید.
امروز دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸

دگر از دوستان نبینم کس - شهریار

شعر و ادب

دگر از دوستان نبینم کس

ای فلک داستان ما هم بس

ای درخت کهن رها کن باغ

با نهالان نوبر و نورس

شهسوارا فرس بفرسودی

درکش از تاختن عنان فرس

نوبت آشیانه ی طوباست

خیز و با جوجکان گذار قفس

چند نوبت توان فروکوبید

با حریفان تیز و تازه نفس ؟!

ناکسانند و کس نه ، با من یار

ای کس بی کسان بدادم رس

وه که بادام دیدگان پوسید

چند خواهی فشردن این دو عدس ؟

چند در کوره دشت غلطیدن

گو به دریا بریز ، رود ارس

شهریارا ، هوس دگر بس نیست ؟

چیست دنیا بجز هوی و هوس .

ارسال دیدگاه




پربازدید ترین مطالب
  • ماه
  • فصل
  • کل
پر بحث ترین ها
کلیه حقوق سایت متعلق به شعر و ادب می باشد.
طراحی قالب وردپرس : پرشین تیک