تاریخ ارسال : ۱۱ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
دگر از دوستان نبینم کس – شهریار
دگر از دوستان نبینم کس
ای فلک داستان ما هم بس
ای درخت کهن رها کن باغ
با نهالان نوبر و نورس
شهسوارا فرس بفرسودی
درکش از تاختن عنان فرس
نوبت آشیانه ی طوباست
خیز و با جوجکان گذار قفس
چند نوبت توان فروکوبید
با حریفان تیز و تازه نفس ؟!
ناکسانند و کس نه ، با من یار
ای کس بی کسان بدادم رس
وه که بادام دیدگان پوسید
چند خواهی فشردن این دو عدس ؟
چند در کوره دشت غلطیدن
گو به دریا بریز ، رود ارس
شهریارا ، هوس دگر بس نیست ؟
چیست دنیا بجز هوی و هوس .

بازدید: 2082 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم)
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم) روز سیزدهم (رقابت فلاکت) تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا...چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و...در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در...اتاق بینهایت (بخش۱)
اتاق بینهایت (بخش۱) دخترک بار دیگر چشمهایش را بست و زیر لب همین چند جمله را نجوا کرد: ((چشمهایم را بستم شاید طور دیگری در خواب دیده باشم گوشهایم را شستم...فرشته ای که نبود
فرشته ای که نبود پشتِ بالهای سپیدش، سیاهیِ عمیقی نفس می کشید. خنده اش صدای نفرت داشت. دلش بزرگ بود ، آنقدر بزرگ که سالها زباله دانِ دروغ، ریا و خودخواهی...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- وحشی بافقی (13)
- مولانا (23)
- بیدل دهلوی (11)
- عشق (13)
- صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر سعدی (16)
- اشعار شهریار (10)
- عبید زاکانی (8)
- شعر شهریار (11)
- شعر (10)
- سعدی (25)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- شهریار (52)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار (7)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
دیدگاهها بسته شدهاند.