تاریخ ارسال : ۶ شهریور ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
سفرنامه ی شهیار قنبری

سفرنامه ی شهیار قنبری :
سفری بی آغاز
سفری بی پایان
سفری بی مقصد
سفری بی برگشت
سفری تا کابوس
سفری تا رویا
سفری تا بودا
شبنم تاج محل
با حریق یادها همسفرم
وقتی دورم به تو نزدیکترم
با حریق یادها همسفرم
وقتی دورم به تو نزذیکترم
هق هق پارسیان
تکه نانی در خواب
بوی گندم در مشت
مشت کودک در خاک
کفش مادر در برف
چرخ یک کالسکه
گوشه ی گندم زار
بند رختی پاره
…
چمدانی بی شکل
جعبه ی یک دوربین
عکس یک بازیگر
جمعه های بی مشق
تلی از ته سیگار
دشنه ای زنگ زده
چشم گاوی در دیس
سفره ای پوسیده
بازدید: 2755 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
دوستم داشته باش ، بادها دلتنگ اند – شهیار قنبری
دوستم داشته باش ، بادها دلتنگ اند دستها بيهوده ، چشمها بيرنگ اند دوستم داشته باش ، شهرها مي لرزند برگها مي سوزند ، يادها مي گندند باز شو تا پرواز...شنبه روز بدی بود، روز بی حوصلگی – شهیار قنبری
شنبه روز بدی بود، روز بی حوصلگی وقت خوبی که می شد غزل تازه بگی صبح یکشنبه ی من ، جدول نیمه تموم همه خونه هاش سیاه، روی خونه جغد شوم صفحه ی...برچسب ها
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر شهریار (11)
- سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شهریار (52)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار سعدی (20)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
- عبید زاکانی (8)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- سعدی (25)
- شعر (10)
- عشق (13)
- شعر سعدی (16)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.