تاریخ ارسال : ۱۶ بهمن ۱۳۹۷ ارسال دیدگاه
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط – وحشی بافقی
وحشی بافقی :
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط
باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط
عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث
ساختم جان را فدای او غلط کردم ، غلط
دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا
سوختم خود را برای او غلط کردم ، غلط
اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد
جان که دادم در هوای او غلط کردم ، غلط
همچو وحشی رفت جانم درهوایش حیف ، حیف
خو گرفتم با جفای او غلط کردم ، غلط…

بازدید: 2580 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سعدی (25)
- مولانا (23)
- شعر سعدی (16)
- شعر وحشی بافقی (8)
- وحشی بافقی (13)
- شهریار (52)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار (7)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر شهریار (11)
- بیدل دهلوی (11)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- عبید زاکانی (8)
- عشق (13)
- شعر (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.