تاریخ ارسال : ۱۵ شهریور ۱۳۹۸ ارسال دیدگاه
دوبیتی های باباطاهر – سری سوم
من آن شمعم که اشکم آتشین بی
که هر سوته دلی حالش همین بی
همه شب گریم و نالم همه روز
بیته شامم چنان روزم چنین بی
………….
زدست عشق هر شو حالم این بی
سریرم خشت و بالینم زمین بی
خوشم این بی که موته دوست دیرم
هر آن ته دوست داره حالش این بی
…………
دو چشمانت پیاله ی پر ز می بی
خراج ابروانت ملک ری بی
همی وعده کری امروز و فردا
نمیدانم که فردای تو کی بی
بابا طاهر همدانی
بازدید: 1839 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- مولانا (23)
- اشعار شهریار (10)
- اشعار سعدی (20)
- وحشی بافقی (13)
- شعر (10)
- صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- عبید زاکانی (8)
- شعر شهریار (11)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- اشعار (7)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شهریار (52)
دیدگاهها بسته شدهاند.