تاریخ ارسال : ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم – مولانا
چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم
پیش آن عید ازل جان بهر قربان می برم
چون کبوترخانه جانها از او معمور گشت
پس چرا این زیره را من سوی کرمان می برم
زانک هر چیزی به اصلش شاد و خندان می رود
سوی اصل خویش جان را شاد و خندان می برم
زیر دندان تا نیاید قند شیرین کی بود
جان همچون قند را من زیر دندان می برم
تا که زر در کان بود او را نباشد رونقی
سوی زرگر اندک اندک زودش از کان می برم
دود آتش کفر باشد نور او ایمان بود
شمع جان را من ورای کفر و ایمان می برم
سوی هر ابری که او منکر شود خورشید را
آفتابی زیر دامن بهر برهان می برم
شمس تبریز ارمغانم گوهر بحر دل است
من ز شرم جان پاکت همچو عمان می برم
🌺حضرت مولانا🌺
بازدید: 1322 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
دوبیتی های مولوی
اشعار رومی آواز ترا طبع دل ما بادا اندر شب و روز شاد و گویا بادا آواز خسته تو گر خسته شود خسته شویم آواز تو چون نای شکرخا بادا دوبیتی...ای عاشقــان ای عاشقـان پیمانه را گم كرده ام – مولانا
ای عاشقــان ای عاشقـان پیمانه را گم كرده ام دركنج ویران مــــانده ام ، خمخــــانه را گم كرده ام هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان هم در پی...چه نزدیک است جان تو به جانم – مولانا
چه نزدیک است جان تو به جانم که هر چیزی که اندیشی بدانم از این نزدیکتر دارم نشانی بیا نزدیک و بنگر در نشانم به درویشی بیا اندر میانه مکن شوخی...سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای من – مولانا
سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای من جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم چونک تو سایه افکنی...آمد رمضان و عید با ماست – مولانا
آمد رمضان و عید با ماست قفل آمد و آن کلید با ماست بربست دهان و دیده بگشاد وان نور که دیده دید با ماست آمد رمضان به خدمت دل وان...برچسب ها
- صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- بیدل دهلوی (11)
- عبید زاکانی (8)
- شعر شهریار (11)
- اشعار شهریار (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- اشعار سعدی (20)
- سعدی (25)
- شعر صائب تبریزی (10)
- مولانا (23)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر سعدی (16)
- عشق (13)
دیدگاهها بسته شدهاند.