تاریخ ارسال : ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ ارسال دیدگاه
ای عاشقــان ای عاشقـان پیمانه را گم كرده ام – مولانا
ای عاشقــان ای عاشقـان پیمانه را گم كرده ام
دركنج ویران مــــانده ام ، خمخــــانه را گم كرده ام
هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان
هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام
آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد
آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام
درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم
چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام
از حبس دنیا خسته ام چون مرغكی پر بسته ام
جانم از این تن سیر شد ، سامانه را گم كرده ام
در خواب دیدم بیـــدلی صد عاقل اندر پی روان
می خواند با خود این غزل ، دیوانه را گم كرده ام
گـــر طالب راهی بیــــا ، ور در پـی آهی برو
این گفت و با خودمی سرود، پروانه راگم كرده ام
بازدید: 5614 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
ماجرای حسین
عرش الهی در غم حسین (ع) ماتمزده است و زمین در عزای او اشک میریزد. قلب زمین از ندای «هل من ناصر ینصرنی» او شکست و آسمان وفایی بهتر از وفای...بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر شهریار (11)
- سعدی (25)
- بیدل دهلوی (11)
- شهریار (52)
- عشق (13)
- شعر سعدی (16)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- شعر (10)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- وحشی بافقی (13)
- مولانا (23)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار شهریار (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.