تاریخ ارسال : ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ ارسال دیدگاه
ای عاشقــان ای عاشقـان پیمانه را گم كرده ام – مولانا
ای عاشقــان ای عاشقـان پیمانه را گم كرده ام
دركنج ویران مــــانده ام ، خمخــــانه را گم كرده ام
هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان
هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام
آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد
آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام
درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم
چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام
از حبس دنیا خسته ام چون مرغكی پر بسته ام
جانم از این تن سیر شد ، سامانه را گم كرده ام
در خواب دیدم بیـــدلی صد عاقل اندر پی روان
می خواند با خود این غزل ، دیوانه را گم كرده ام
گـــر طالب راهی بیــــا ، ور در پـی آهی برو
این گفت و با خودمی سرود، پروانه راگم كرده ام
بازدید: 5593 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شعر شهریار (11)
- عشق (13)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار (7)
- اشعار شهریار (10)
- وحشی بافقی (13)
- عبید زاکانی (8)
- مولانا (23)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- شعر صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- بیدل دهلوی (11)
- شهریار (52)
- سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.