تاریخ ارسال : ۲۰ آذر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
شعر شب یلدا از حافظ
بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زنم که غصه سر آید
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید
بر در ارباب بیمروت دنیا
چند نشینی که خواجه کی به درآید
ترک گدایی مکن که گنج بیابی
از نظر ره روی که در گذر آید
صالح و طالح متاع خویش نمودند
تا که قبول افتد و که در نظر آید
بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر
باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید
غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست
هر که به میخانه رفت بیخبر آید
حافظ شیرازی
بازدید: 1447 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم)
خط شکن (سیزدهم تا شانزدهم) روز سیزدهم (رقابت فلاکت) تقریبا همه ما در یک نقطه یا برهههایی از زندگیمان این احساس را داشتهایم که در بدترین حالت زندگیخود که از قضا...چگونه باور ساخته می شود؟
چگونه باور ساخته می شود؟ چگونه باور ساخته میشود؟ ذهن، روایت و معماری معنا در بهار سال ۱۸۴۸، در روستای هایدزویل در ایالت نیویورک، دو خواهر نوجوان به نامهای مارگارت و...در محضر خداوند متعال
در محضر خداوند متعال در محضر خداوند متعال **حضور و آرامش** ناراحتید؟ احساس دلتنگی میکنید؟ من فقط به اندازهی یک دعا با شما فاصله دارم؛ با من حرف بزنید… خدا در...اتاق بینهایت (بخش۱)
اتاق بینهایت (بخش۱) دخترک بار دیگر چشمهایش را بست و زیر لب همین چند جمله را نجوا کرد: ((چشمهایم را بستم شاید طور دیگری در خواب دیده باشم گوشهایم را شستم...فرشته ای که نبود
فرشته ای که نبود پشتِ بالهای سپیدش، سیاهیِ عمیقی نفس می کشید. خنده اش صدای نفرت داشت. دلش بزرگ بود ، آنقدر بزرگ که سالها زباله دانِ دروغ، ریا و خودخواهی...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- مولانا (23)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر (10)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سعدی (20)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- اشعار شهریار (10)
- عبید زاکانی (8)
- شعر سعدی (16)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار (7)
- شعر شهریار (11)
- شهریار (52)
- بیدل دهلوی (11)
- سعدی (25)
دیدگاهها بسته شدهاند.