تاریخ ارسال : ۲۸ آذر ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود – حافظ شیرازی
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
هم عفاالله صبا کز تو پیامی میداد
ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طره هندوی تو بود
بگشا بند قبا تا بگشاید دل من
که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود
به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر
کز جهان میشد و در آرزوی روی تو بود
حافظ شیرازی
بازدید: 1187 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
برای شاعری که بی خبر رفت
برای شاعری که بی خبر رفت امروز متاسفانه خبری شنیدم که اشکم جاری کرد و روح و روانم را آزرد خبر فوت عزیز شاعری که حکم استادی را داشت و خصوصا...خانه درتاریکی
خانه درتاریکی خانه درتاریکی هواپیماهای غولپیکر با فاصلهای کم از پشتبام خانهشان پرواز میکردند و هر بار، تمام سازهٔ لرزان را به رعشه میانداختند. آرمان روی تختخواب فلزی کهنه دراز کشیده...پلکان هستی
پلکان هستی و چون تیغ گلی بیازاردت؛ حکم هشداری دارد از برای تعمیر مانیتور در تهران تو؛ چونان برخاستن ناگهانی از خوابی گران! می دانی که خار و تیغ را نیز...برچسب ها
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- سعدی (25)
- اشعار سعدی (20)
- وحشی بافقی (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- عبید زاکانی (8)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شهریار (52)
- شعر (10)
- صائب تبریزی (10)
- اشعار شهریار (10)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر وحشی بافقی (8)
- شعر سعدی (16)
- عشق (13)
- مولانا (23)
دیدگاهها بسته شدهاند.