تاریخ ارسال : ۹ دی ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
ای که شعر تلخ چشمات / قصه ی غربت من بود – اردلان سرفراز
ای که شعر تلخ چشمات / قصه ی غربت من بود
عینهو نفس کشیدن / دیدنت عادت من بود
میون دفتر شعرام / رو تن سپید هر برگ
با همون خط قشنگت / تو نوشتی :”یا تو یا مرگ “
ای رفیق نیمه راهم / می دونم که تو نمـُردی
ولی وقتی رفتی انگار / پیش چشمام جون سپردی
گل ناز پرپرم ، ای همدرد / به نبودنت باید عادت کرد
از اردلان سرفراز
بازدید: 1266 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مراقبت از صدفهای نرگسی شعر
از هر سطر و کلمه شعرهایت با دقت مراقبت مود لاین کن؛ زیرا این اشعار، پلی هستند که دنیای درونی تو را به جهان بیرون پیوند میدهند. این مردمی که من...آمدنم در مهرماه
مرا در ماه مهر به این دنیا آوردند تا چشمانم را به نظاره کوچ غریبانه قوهایی بگشایم که از فرمان خزان زودرس بالادستان میرفتند. آمدم تا اندوه پژمردن غنچهها دانلود فیلم...خون بیاورید، خلاص
من تشنه خون زندهام، خونی تازه که از رگ بریده حیات شره میکند. آیا سر بریدن گوسفندان را دیدهای؟ دیدهای که خون پامنا موبایل چگونه میجهد و پخش میشود و سطح...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- اشعار (7)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- وحشی بافقی (13)
- عبید زاکانی (8)
- شعر (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- اشعار شهریار (10)
- صائب تبریزی (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- شعر صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- مولانا (23)
- بیدل دهلوی (11)
- شعر وحشی بافقی (8)
- سعدی (25)
- شهریار (52)
- اشعار سعدی (20)
- اشعار وحشی بافقی (10)
دیدگاهها بسته شدهاند.