تاریخ ارسال : ۱۳ بهمن ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
به بچه های تو و من وقتی یه روز بزرگ شدن – اردلان سرفراز
به بچه های تو و من
وقتی یه روز بزرگ شدن
فردا که میخوان بدونن
کجا به دنیا اومدن
بگو جوابمون چیه
حرفه حسابمون چیه
تکلیفه اون خونه ای که
شده خرابمون چیه
تکلیفه اون خونه ای که
شده خرابمون چیه
گناه هر چی که گذشت
به گردن ما بود و هست
از ما اگر بتی شکست
بت های تازه جاش نشست
هیچکس به غیر از خود ما
از خود ما فریب نخورد
هیچکس به غیر از خود ما
ما رو به بیراهه نبرد
به بچه هامون چی بگیم
بگیم که بی هویتیم
گدای حق خودمون
پشت درای غربتیم
گدای حق خودمون
پشت درای غربتیم
بازدید: 1472 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
مهمانی نور
مهمانی نور بنام خدا لایسنس نود ۳۲ پنجره اتاقم را باز کردم، نگاهی به آسمان انداختم، آرامش عجیبی سراپای وجودم را فرا گرفت. عمیق تر نگریستم دنیایی از زیبائی را در...دختران ایران!
دختران ایران! به نام خداوندگار گام هایت را آهسته بردار بانوی اصیل. چنان میدرخشی در میان دشت ها، لاله ها واژگونند از آن تو. چنان روییدنی از گام هایت پیداست که...شاعر که باشی
شاعر که باشی سارتر می گفت: هر چقدر که بدانی بیشتر زجر می کشی( به ویژه که بدانی و نتوانی حال آنکه دانستن هم خود اراده ای می خواهد ) .خب...برچسب ها
- صائب تبریزی (10)
- اشعار سعدی (20)
- شعر صائب تبریزی (10)
- شعر (10)
- شعر سیمین بهبهانی (7)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- شعر شهریار (11)
- عبید زاکانی (8)
- وحشی بافقی (13)
- اشعار شهریار (10)
- سیمین بهبهانی (7)
- شعر سعدی (16)
- مولانا (23)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- عشق (13)
- شهریار (52)
- بیدل دهلوی (11)
- سعدی (25)
- شعر وحشی بافقی (8)
دیدگاهها بسته شدهاند.