تاریخ ارسال : ۱۵ اسفند ۱۳۹۹ ارسال دیدگاه
نه زمین خاکِ قدیمی نه هوا همون هواست – اردلان سرفراز
نه زمین خاکِ قدیمی نه هوا همون هواست
تاچشام کار میکنه هرچی که مونده نا بجاست
داره از قبیله ما یکی یکی کم میشه
هرچی دوست داشتمو دارم راهی عدم می شه
مثل ابرای زمستون دلم از گریه پره
شیشهء نازک دل منتظرِ تلنگره
غم سفره های خالی دستای نحیف مردم
داغ شلاق جهالت به تن شریف مردم
غم اعدام ستاره انهدام سرو آزاد
تیرباران شقایق باغبانی کردن باد
همه قطره های خونی که به خاکم شده فریاد
همه این هایی که گفتم بغض هرروزمنه
منو درمن میشکنه
مثل ابرای زمستون دلم از گریه پره
شیشه ی نازک دل منتظرِ تلنگره
بازدید: 1802 بازدید
مطالب از سراسر وب
مطالب مشابه
بزم عنکبوت و بغض مور
بارِ سنگینی به دوشِ مورِ زار آه از آن خورشیدِ سوزانِ دیار رنجِ مورِ خسته و این کارِ خام تا ملخ بنشسته در بازارِ دام وای از آن روزی که قانون...به جهنم که …
پشت فریاد من خدا خواب است که سکوت اش صدا ی در می داد دست گیج ام دریچه را تا بست بختکی روی صورت ام افتاد بختک نا نجیب الفاظ است...شانه های رنج
چه تلخ است؛ آنگاه که آدمی، درد را زندگی کند، به امیدِ روزی که زندگی را زندگی کند. سالها از شانههای رنج بالا برود، بیآنکه به پنجرهای از روشنایی برسد. هر...پربازدیدترین مطالب
- هفته
- ماه
- کل
برچسب ها
- شهریار (52)
- عشق (13)
- اشعار صائب تبریزی (10)
- شعر سعدی (16)
- شعر صائب تبریزی (10)
- اشعار سیمین بهبهانی (7)
- صائب تبریزی (10)
- سعدی (25)
- شعر وحشی بافقی (8)
- بیدل دهلوی (11)
- اشعار شهریار (10)
- شعر (10)
- وحشی بافقی (13)
- سیمین بهبهانی (7)
- مولانا (23)
- اشعار وحشی بافقی (10)
- اشعار (7)
- شعر شهریار (11)
- اشعار سعدی (20)
- عبید زاکانی (8)
دیدگاهها بسته شدهاند.